آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۰ آذر ۱۳۹۶

موسی ظفر

طنز افغانستان


زاغ‌نامه کابل| پنجاه‌ویکم | کتابچه ترافیکی (قسمت اول)


 

 

 

ماده نوزدهم قانون‌ ترافیک جاده در افغانستان تصریح می‌کند که وسایط در این کشور از سمت راست جاده حرکت می‌کنند. مشکل قوانین در افغانستان همین است؛ کلی‌گویی می‌کنند. گفته است از سمت راست حرکت کنید. نگفته سمت راست کدام طرف است. به همین دلیل فقط بیست درصد مردم می‌دانند که سمت راست همان طرف دست راست است که ما با آن بولانی را در چکنی فرو می‌کنیم و به دهن خود می‌گذاریم. شما بروید از راننده موتر پولیس، اردوی ملی، اعضای پارلمان، وسایط دولتی و موترهای باربری بپرسید دست راستت کدام است، همان دستش را به شما نشان می‌دهند که با آن کلوخ را در ایزار مدیریت می‌کنند.

 

 

می‌بینید که اینجا یک خلای کوچک چه ضربه مهلکی به نظام ترافیکی کشور زده است و همین دو خط خلا سالانه جان هزاران انسان را می‌گیرد. به همین دلیل من تصمیم گرفته‌ام در یک مطلب نسبتاً طولانی قوانین ترافیکی افغانستان را برای شما با مثال و عکس تشریح کنم. با خواندن این مطلب شما دیگر نیاز نخواهید داشت تا سر کلاس ریاست ترافیک حاضر شوید. مستقیم بروید یخن مامور ترافیک را بگیرید و تقاضای لیسانس کنید.

 

 

قبل از اینکه علامات جاده را یک به‌یک شرح دهم، بهتر است کلماتی را تعریف کنم که دانستن آن برای هر خزنده‌ای بر روی جاده‌های افغانستان فرض است. لطفاً توجه داشته باشید.

 

 

جاده: در افغانستان جاده به زمین‌های طولانی غصب‌ناشده گفته می‌شود که بعضی‌های‌شان برای رفت و آمد استفاده می‌شود. در شهرهای بزرگ، جاده‌ها با دیوارهای بلند کانکریتی و موانع توسط وزراء، وکلای پارلمان و شوراهای ولایتی، رهبران جهادی و افراد زورمند، موسسات خارجی و دفاتر دولتی مشخص شده‌اند. جاده‌های که دیوار کانکریتی ندارند معمولاً همان‌های‌اند که روزانه بطور اوسط شش ساعت بخاطر تردد وزیر و وکیل بسته‌اند و ماه بیست‌ودو روز بخاطر تظاهرات یا مراسم فاتحه عمه و خاله کسی. جاده‌های خوب کشور در وسط خود گلدان دارند که افراد ژولیده در میان بوته‌های آن لمیده‌اند و دود سفید از زیر صورتشان بلند می‌شوند.

 

 

جاده دو قسمت دارد؛ قسمت بزرگ و کوچک. قسمت بزرگ آن به کراچی‌وان‌ها جهت فروش هر نوع میوه به شرط کارد اختصاص داده شده و قسمت کوچک آن به راننده‌ها جهت پارک و تردد وسایط. خط‌‌کشی خاصی وجود ندارد. کراچی‌وان‌ها خودشان می‌دانند تا کدام قسمت جاده مربوط آن‌ها می‌شود. باقی‌مانده‌اش حق وسایط است. بهترین وقت استفاده از جاده‌های کشور بعد از نصف شب تا قبل از اذان صبح است.

 

 

پولیس ترافیک: شخص مفلوک‌الحالی که صبح وقتی از خانه بیرون می‌شود هفتاد‌وهشت کیلو وزن دارد، اما شام که به خانه برمی‌گردد نود‌وسه کیلو است. و همین‌که حمام می‌کند و دریشی‌اش را می‌شوید، دوباره هفتادوهشت کیلو می‌شود. وظیفه‌ اصلی‌اش نظم دادن موترها توسط پُف (اشپلاق) است. پولیس ترافیک تفنگ ندارد، به‌همین دلیل مجبور است از بوکس، سیلی، لگد و زبان برای اجرای قانون استفاده کند. هر پولیس ترافیک یک کلاه سفید دارد که از بس در جریان درگیری داخل جوی فاضلاب افتاده، رنگش خاکستری شده. پولیس ترافیک با راننده‌ها دشمنی فطری دارد و دربرابر دشنام  بی‌صدا واکسین است. خیلی کم اتفاق می‌افتد که برای ترکاری یا میوه پول بپردازد. با تمام این حرف‌ها، موجود مظلوم است. معمولاً روزی یکی دو بار از راننده موترهای شیشه‌سیاه دشنام و یا سیلی می‌خورد. همه‌ی خصوصیات بالا پولیس ترافیک را موجود عجیبی ساخته که نمی‌شود دوستش داشت، نه میتوان ازش متنفر بود.

 

 

راننده: طعمه مستری در زنجیر غذایی شهری. کسی که پشت فرمان موتر می‌نشیند و به ذوق خود برای مسافرین آهنگ می‌گذارد. فردی که بخش اعظم عمر خود را در راه‌بندان گذرانده است. کسی که وقتی چوکات موتر اش به سنگ می‌خورد، خودش آخ! می‌گوید. دوست دارد تمام بی‌ناموس‌های دیگر که در جاده حرکت می‌کنند قانون را رعایت کنند تا او بتواند از چراغ سرخ رد شود. از راه بندی متنفر است، ولی هنگام خریدن کچالو موتر اش را وسط سرک پارک می‌کند. قواره‌اش زمانی دیدنی است که دو تایر موترش هم‌زمان پنچر شده باشد. خصلت بهاری و زمستانی‌اش این است که بر افراد پیاده گِل باد می‌کند و دشنام می‌خورد. اگر دشنام‌دهنده لاغر و مردنی بود، از موتر پایین می‌شود و حساب دشنام را کف دستش می‌گذارد، اما اگر طرف سرحال بود می‌خندد و معذرت‌خواهی می‌کند. راننده‌های زن اما از این خصوصیت مستثنی هستند. آن‌ها اول بر یک نفر گِل و لای می‌پاشند، بعد وارخطا می‌شوند و در جریان فرار بر هفت نفر دیگر غسل را واجب می‌کنند.

 

 

موتر: اساسی ترین وسیله خیابان آزاری زنان. آشغال‌دانی خانم و پارک کوچک اطفال. صندوق متحرکی که در وقت هجوم مهمان‌ها می‌شود از آن به‌عنوان اتاق استفاده کرد و هنگام بیکاری به‌عنوان دکان. آله قتلی که مقتول را اول تا شفاخانه و بعدش تا قبرستان همراهی می‌کند.

(ادامه دارد)