آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۸ آذر ۱۳۹۶

موسی ظفر

طنز افغانستان


زاغ‌نامه کابل | پنجاه‌وسوم | کتابچه ترافیکی (بخش سوم)


 

 

 

در دو مطلب قبلی تعریفی از جاده، پولیس ترافیک، راننده، موتر، پیاده و پارکینگ عمومی را برای شما ارائه کردم. این مطلب تماماً به تصادف اختصاص دارد.

 

تصادف: تماس غیرارادی دو موتر بواسطه راننده. جرقه آتش میان دو انبار باروت. وسیله رزق پولیس ترافیک، مستری، پرزه فروش، کپی‌کش، رنگمال و شاگردان پنج مورد آخری. یکی از عمده‌ترین دلایل مرگ و میر شهروندان کشور. آغاز بدبختی خواهر و مادرِ دو راننده. عمل زشتی که مسوولیت آن به عهده آدم غریب، لاغر و بی‌واسطه است.

 

تصادف به سه نوع است؛

 

تصادف درجه یک: به تصادف درجه یک تصادف خفیف نیز گفته می‌شود. به هیچ یک از موترها آسیب وارد نمی‌شود. این نوع تصادف معمولاً کار آدم‌های باشخصیت، محتاط، رحم دل و خوش اخلاق است. اگر گاهی با این وضعیت روبرو شدید، بدانید که برای یک عمر بدبخت شده‌اید. آدم محتاط و رحم دل افغانستان به‌مراتب کشنده‌تر از آدم بی‌احتیاط است.

 

در صورت اتفاق افتادن چنین تصادفی، شیشه موتر خود را پایین کنید و منتظر بمانید. پس از چند ثانیه یک نفر با لباس رسمی از موتر پایین می‌شود و از شما و اعضای خانواده شما که در موتر نشسته‌اند معذرت‌خواهی می‌کند. شما ببخشید، او دوباره معذرت‌ می‌خواهد. دفعه سوم سر خود را داخل موتر می‌کند و مستقیم از زن شما پوزش می‌خواهد. بعد ویزت کارت‌اش را از جیب‌اش درمی‌آورد و یک‌یک قطعه به تمام سرنشینان موتر شما توزیع می‌کند و از همه معذرت می‌خواهد. این بار با هزار التماس شماره تلفون شما را می‌گیرد. حتی به این اکتفا نمی‌کند. قبل از رفتن روی خود را به طرف زن شما می‌کند و می‌گوید: ’ببخشید همشیره، میشه شماره تلفون شما را هم داشته باشم؟ شبکه‌های مخابراتی گاهی درست کار نمی‌کند‘. هرچند شما به هزار بهانه موفق می‌شوید تا از چنگ آقای محترم دربروید، ولی بدانید که این ختم ماجرا نیست. این آقا تا ده سال آینده هرکجا شما را ببیند پوزش می‌خواهد. تنها راه خلاصی از دست یک انسان خوش اخلاق افغانی مرگ نا‌به‌هنگام و یا مهاجرت شما از کشور است.

 

تصادف درجه دو: تصادف درجه دو همان تصادف نوع متوسط است که در آن موتر‌ها آسیب می‌بینند اما سرنشینان سالم هستند. البته این سلامت موقت است چون به‌زودی هر دو راننده از موتر پایین می‌شوند و کار باقی‌مانده را انجام می‌دهند. برخلاف بقیه مکالمات و بیانیه‌ها که از نام خداوند شروع می‌شود، این مکالمه از نام خر آغاز می‌گردد. نخست هردو طرف همدیگر را ’خردوان‘ می‌گویند، بعد دامن خواهر و مادر همدیگر را بلند می‌گیرند تا شمالی بی‌وزد و زنان خانواده احساس خنکی کنند، و در نهایت با فرو کردن پیچ‌کش و پلاس به قسمت‌های نرم بدن یکدیگر مرحله اول گفتگو را به پایان می‌رسانند و نوبت به مرحله دوم می‌رسد.

 

در مرحله دوم پای مقامات دولتی، نظامیان برحال و رهبران مجاهد در قضیه باز می‌شود. هر دو طرف به قدرت‌مندترین فردی که می‌شناسد تلفون می‌زند و خواستار کمک می‌شود. به‌جز فرمانده عمومی نیروهای ناتو و نماینده سرمنشی ملل متحد که خودشان را در قضایای تصادف دخیل نمی‌سازند، بقیه هرچه دوپا (منهای مرغ) را که شما در افغانستان می‌بینید در مقطعی از تاریخ، اسپانسر یکی بوده. در نهایت بزرگان شاخ به‌شاخ می‌شوند و هر کس برنده شد از طرف‌ مقابل پول ترمیم موتر و مصارف پانسمان را می‌گیرد. اگر گاهی واسطه‌های طرفین از قدرت مساوی برخوردار بودند، معامله به ’جورآمد‘ منجر می‌شود. جورآمد همان ’تو از خودت را ترمیم کن، من از خودم را‘ هست که آخرش یک مقدار پول به پولیس ترافیک هم باید بدهند.

 

تصادف درجه سه: تصادف درجه سه پایان خیلی غم‌انگیزی دارد. دو موتر باهم تصادف می‌کند، موترها به آهن‌فروشی می‌رود و سرنشینان برای بسته‌بندی به غسل‌خانه میت. علت اکثر این نوع حوادث ’سگریتی‘ و ’گندمی‘ است. کسانی‌که از سر شانس از تصادف درجه سه جان سالم بدر می‌برند، بخشی از عصب‌شان فلج می‌شود و به جهاد یا سیاست رو می‌آورند. حامد کرزی، اشرف غنی، استاد سیاف، صبغت‌الله مجددی، محمد محقق و عطا محمد نور کسانی‌اند که از حوادث خطرناک جان سالم بدر برده‌اند. گلبدین حکمتیار تنها کسی‌ست در شش حادثه درجه سه زنده مانده و رکورددار ملی هست.