آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۹ دی ۱۳۹۶

شراگیم زند

طنز روز


راهکار رفع سوء تفاهمات سیاسی!


 

 

از آنجا که فضای سیاسی کشور این روزها بیشتر از هر زمانی دچار سوء تفاهم و کج فهمی، نفهمی و بلا نسبت خریت شده است و کلا همۀ راهها به کوچه علی چپ ختم می‌شود، کم کم این مساله که قبلا تا حدی بامزه بود دیگر دارد از حد خودش می‌گذرد و باعث نگرانی می‌شود.

 

چندی پیش رهبر معظم انقلاب پاچه‌های عظمی را بالا زده و شخصا به عنوان فصل‌الخطاب وارد دعوای احمدی نژاد و لاریجانی‌ها شدند و فرمودند این درست نیست که بعضی مسئولان که یک دهه همه کاره مملکت بوده‌اند حالا بیایند و ادای اپوزیسیون را دربیاورند و برخی قوای نظام را زیر سوال ببرند. یعنی بلانسبت خر هم بود متوجه می‌شد که منظور معظم له آقای احمدی نژاد و دار و دسته‌اش است. اما حالا علی اکبر جوانفکر که بعضی او را مغز متفکر تیم احمدی نژاد می‌دانند، در واکنش به صحبتهای رهبری عنوان کرده‌اند که منظور رهبری آقای «روحانی» بوده است و با چند روش اقلیدسی، نا اقلیدسی و برهان خلف ثابت کردند که مخاطب سخنان معظم له نمی‌توانسته محمود احمدی نژاد باشد.

 

البته این مساله مسبوق به سابقه است و قبلا هم یک بار سر انتخابات  باز رهبری چیزی فرمود و احمدی نژاد خودش را زد به آن راه و مقام معظم رهبری مجبور شدند هِلِک و هِلِک بروند «پشت بلندگو» و صراحتا منویات خود را به احمدی نژاد اماله نمایند. که البته در نهایت باز هم ظاهرا به حد کافی صحبتهای پشت بلندگو صریح نبود و افاقه نکرد و احمدی نژاد ضمن ابراز ارادت به مقام معظم رهبری گفت که منظور رهبر از اینکه گفته اند به صلاح نیست فلانی در انتخابات شرکت کند این نبوده که او در انتخابات ثبت نام هم نکند و خلاصه رفت و ثبت نام کرد جوری که انگار رهبری پشت بلندگو گِل لگد کرده باشد!

 

البته این ماجرا دو سره است و گاهی هم معظم له خودش را به کوچه علی چپ می‌زند… مثلا مدتی پیش احمدی نژاد سخنان تندی در مورد غاصب بودن کسی که مردم او را نمی‌خواهند و با این حال او عهده دار تمام امور کشور است بیان نمود. در آن زمان هم معظم له خودشان را زدند به کوچه علی چپ و وانمود کردند که منظور آقای احمدی نژاد ان شاء الله کس دیگری بوده و سخنان احمدی نژاد را زیر سیبیلی رد کردند.

 

در چنین فضایی که پر از سوء تفاهم و عدم درک متقابل عامدانه است ما پیشنهاد می‌کنیم که مسئولین از این به بعد بدون ایما و اشاره و گوشه و کنایه و تعارف و تشریفات و استفاده از صنایع ادبی، صاف و پوست کنده مسائل را مطرح نمایند. مثلا معظم له نیاید بگوید یک آقایی که فلان بوده آمده به یک قوه‌ای که بهمان است چیزهایی نسبت داده. اینگونه بگوید اوضاع همین می‌شود که می‌بینید… ایشان باید در نهایت صراحت بگوید: یک آقایی که اسمش محمود احمدی نژاد است و رئیس جمهور سابق بوده اگر یک کلمه دیگر در مورد رئیس قوه قضائیه‌ی ما که بنده انتخاب کرده‌ام زِر مفت بزند، شخصا چوب توی ماتحت خودش و دارودسته‌اش از بقایی و جوانفکر تا آن مرتیکه‌ی درخت مشایی فرو می‌نمایم.

 

شاید این طرز بیان با عرف سیاسی امروز ما سازگار نباشد و بیشتر آدم را یاد دوران رضا شاه کبیر بیاندازد اما واقعیت این است که این تنها نسخه‌ای هست که در حال حاضر  جواب می‌دهد و در شرایط فعلی تنها راه انتقال مفاهیم و بیان نظرات در فضای سیاسی کشور است و راه را بر روی هرگونه کج فهمی و سوء تفاهم و اینجور مسائل می‌بندد.

 

از آن سو هم محمود احمدی نژاد واقعا باید به این موش و گربه بازی خاتمه دهد و اگر حرفی و موضعی دارد نسبت به رهبری بیاید و مستقیم بگوید. چه اشکالی دارد یک بار ایشان با صراحت بگویند رهبری غاصب است و از این پس نظرات و فرمایشات معظم له را به تخم خود حواله می‌نمایند و با این اعلام موضع صریح هم خودش و هم معظم له و هم همه ما را از این وضعیت کجدار و مریز خلاص نماید!