آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۳ دی ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


دائره‌المعارف ستون پنجم| قسمت سوم| از آقازاده تا تجدید نظرطلب


 

 

  

 

بي‌سواد(bisavad) : مسئول مربوطه، كسي كه خواندن و نوشتن بلد نيست و به همين دليل حسابداران او حساب‌هاي بانكي‏اش را كنترل مي‏كنند. عضو دولت نهم و دهم. شخصی مقدس که هیچ اشتباهی نمی‌کند و مسئول اشتباهات او روشنفکران هستند. شرط لازم برای ایمان.

 

 

بهزاد نبوي(Behzad Nabavi) : سياستمدار، چپ طرفدار كره جنوبي و راست طرفدار سانتراليزم. كسي كه ظواهرش خشونت‏آميز و بواطنش دموكراتيك به نظر مي‏رسد. او در طول زندگي سياسي‏اش دورانهاي متفاوت و متضادي را پشت سر گذاشته و از همه آنها دفاع مي‏كند و انتظار دارد همه اين موضوع را بفهمند. وی در بین دو دوره زندانش در دو رژیم مدتی سنخگوی دولت و وزیر بود.

 

 

سازمان بهزيستي كشور(sazmane behzisti ye keshvar) :سازماني كه قرار است مشكلات لاينحل چامعه را حل كند. محل جیب بری دولت‌ها. قرارگاه سرقت غیرمسلحانه دولت نهم و دهم. محلی که در آن برادر رئیس یک قوه با قاضی بزرگ مملکت در مورد سوء استفاده از روسای قوا توافق می‌کنند تا یک کلاهبردار را رسما وارد حکومت کنند.

 

 

آقازاده(agha zadeh) :فرزند هر نوع آقاي شناخته شده. يك موجود لوس و ننر كه راننده و امكانات دارد و دائماً افزايش وزن پيدا مي‏كند و معمولاً به حمام سونا هم مي‏رود. دائم السفر، تاجر و سياستمدار و اهل فرهنگ. عضو هيأت مديره. دارای ژن خوب. کسی که از مازارتی بهره‌مند است و از دور باهوش و از نزدیک عقب مانده به نظر می‌رسد. نام وزير نفت سابق. كساني كه مي‏خواهند با پدرش در بيفتند ، بعد از اين كه تشخيص دادند به مصلحت‌شان نيست با او در مي‏افتند. یک بهانه برای غرغرکردن عقب مانده‌های چپ. ر.ک. نادر فتوره‌‌چی.

 

 

گراني;(gerani) افزايش قيمت نسبت به گذشته. اتفاقي كه بطور عادي در جريان اقتصاد ايران رخ مي‏دهد. يكي از روش‌هايي كه شهروندان متوجه وجود وزراي اقتصادي در كابينه مي‏شوند. اين واقعه معمولاً به موارد زير بستگي دارد: كم حرف زدن مردم، زياد حرف زدن مسئولان، اجراي سياستهاي دولت. تنها بخش اقتصاد ایران که همیشه در حال رشد است.

 

 

خبرنگار  (khabarnegar): موجودي در حال دويدن با يك كيف بزرگ، با چهره‏اي هيجان‏زده كه در مواردي كه به او مربوط نيست سئوال مي‏كند و همواره تعدادي وسائل سنگين مانند كتاب و كاغذ و كيف و ضبط ‏صوت همراه دارد. نوعي جاسوس از نظر اغلب دولت‌ها. کسی که زندان کردنش واجب و بازجویی کردنش مباح و امنیت خاطرش حرام است. نوع زرد: موجودی که سعی می‌کند از واژه‌های احمقانه مثل برند، عجیب، با طعم…، بهاره رهنما، کیم کارداشیان و سایر قلمبه‌ها استفاده کند. موجودی که موظف است تلاش كند تا حتي‏الامكان ادبيات در نوشتن خبر نابود شود. واژه‏هاي مورد استفاده در نوع سیاسی:  ناگهان، در رابطه با، در راستا، لازم به یادآوری است، به گزارش…، وي افزود…، وي همچنين… ، برندینگ، هولدینگ، سانتافه. خبرنگار مدرن: کسی که لهجه آمریکایی را موقع نوشتن رعایت می‌کند ولی انگلیسی حرف زدن بلد نیست.

 

 

عقب نشيني (aghab neshini): نوعي استعفاي نظامي. تصميمي كه اعلامش از سوي فرمانده عمليات وحشت را در نيروها به ترس تبديل مي‏كند. اقدامي عاقلانه كه باعث مي‏شود حماسه به زندگي تبديل شود. اين حالت يك بدي دارد و آن اينكه گروه نظامي احساس بدي مي‏كنند، اما يك خوبي دارد و آن اينكه حداقل، احساس مي‏كنند.

 

 

پايگاه دشمن (paygah e doshman): محل اجتماع دوستان سابق. جايي كه خبرنگاران در آنجا جمع مي‏شوند. محلي كه در آن آدمهايي زندگي مي‏كنند يا كار مي‏كنند كه كاملاً شبيه ما نيستند. محلي كه اگر چه دائماً تحت كنترل مأموران است، اما دشمن آنقدر باهوش است كه هيچ مدركي به دست كسي نمي‏دهد. محلی که همه مطمئن هستند در آن توطئه می‌شود ولی هیچ مدرکی در این مورد وجود ندارد.

 

 

جرم سياسي (jorme siasi) كلية رفتارهايي كه مخالف ما جز در هنگام خوابيدن و غذا خوردن و رفتن به توالت (در اين مورد استثنائاتي وجود دارد) انجام مي‏دهد. انواع: كودتا، ترور، هواپيماربايي، سخنراني، مصاحبه، راه رفتن، دست زدن، قدم زدن، سر تكان دادن، خيره شدن، مشكوك نگاه كردن. مجرم  سياسي: مخالف من. کسی که بدون دلیل با من تفاوت دارد.

 

 

سرمايه(sarmayeh): مقدار زيادى پول كه با زحمت يك جا جمع شده و قرار است بعدا مصادره شود و از بين برود. اسامى ديگر: غارت، دسترنج، بيت المال، اموال شخصي. پولى كه با آن كارخانه راه مي‏اندازند تا بعدا تعطيل شود.

 

 

كارنامه سياسى(karname ye siasi ): نوعى كارنامه كه نمرات سياستمدار را نشان مي‏دهد. عناصر موجود در كارنامه: اخلاق شخصي، سابقه اخلاقي، ورزش و قدرت بدني، صلاحيت فردي، فيزيك و برخورد فيزيكى، حسابدارى و حسابگري، سوءپيشينه و سابقه زندان، بقيه چيزها چندان مهم نيست.

 

 

قانونمندي((Ghanoonmandi: يك تمايل شخصى كه اخيرا موفق شده است در يك جلسه تصادفا نصف بعلاوه يك راى به‏دست آورد. يك قاعده نه چندان معمول در مملکت. کاری که همه مسئولان مملکت بطور برابر از آن متنفرند و مردم هم خیلی به آن علاقه ندارند.

 

 

مشاركت(Mosharekat): شريك شدن. سهام داشتن. نام يك حزب كه نظرات درستش غيرقابل اجرا و نظرات قابل اجرايش چيز چندان تحفه‏‏اى نيست. اعضاى تشكيلات: همانهايى كه عكسشان را هرروز مي‏بينيم. ايدئولوژى سياسي: جناح راست مجاهدين انقلاب + جناح چپ كارگزاران+ خوش‏تيپهاى اهل مطالعه. گروهی که تا وقتی آنها را نمی‌بینیم بهشان امید داریم.

 

 

شفافيت(shaffafiat): آخرين مراحل استريپ‏تيز سياسى. نشان دادن همه مواضع اصلى. روشى كه نيروهاى سياسى پس از يك دوره خستگى مردم به آن تمايل پيدا مي‏كنند.

 

 

امير محبيان (Amir Mohebian): نويسنده. محافظه‏كار. عضو سردبيرى روزنامه رسالت. داراى ظواهر ليبرال، بواطن محافظه‏كار، مواضع تندرو و ادبيات ميانه‏رو. وى از اصطلاحات بامزه براى مواضع بدمزه استفاده مي‏كند. وی پس از اینکه همفکرانش دو میلیون کیلومتر از وی تندتر رفتند الآن رئیس انجمن دموکراسی و نماینده مستقیم کارل پوپر است. کسی که با زبان نرم حرف‌های سخت می‌زند.

 

 

قدرت ((Ghodrat: نيرو. فشار كنترل شده. ثروت سياستمداران. معمولا به صورت فيزيكى و يكباره به دست مي‏آيد و يواش يواش مصرف مي‏شود . نوع مشروع  و مقبول آن به سرعت تحليل مي‏رود. نوعى توهم كه با تماشاى تعداد زيادى مخالف برطرف مي‏شود.

 

 

تجديد نظرطلبي( Tajdid-e Nazar Talabi):طلب تجديد نظر كردن. يك نوع طلبكار كه دائما تجديد نظر مي‏كند. اتفاقي براي سياستمداري كه قبلا يك نظر احمقانه را با عجله تثبيت كرده و حالا مجبور است عاقلانه رفتار كند، مي‏افتد. كاري كه يك سياستمدار ۴۰ ساله با تصميمات ۲۰ سالگی‌اش می‌كند. انواع: تروتسكى، برژنف، گورباچف و غيره.