آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۹ آذر ۱۳۹۶

حمید شریف

طنز روز


اعترافات شموئیل در دادستانی انقلاب


شموئیل در حال کار گذاشتن شنود در موبایل احمدی‌نژاد

 

 

کریمی‌قدوسی نماینده پایه‌داری در مجلس گفت: به زودی اخبار تکان‌دهنده‌ای از نفوذ سرویس‌های جاسوسی به نزدیکان احمدی‌نژاد را منتشر می‌کنیم. کریمی قدوسی سه دقیقه بعد از این حرف چون دلش خنک نشده بود گفت: اصلا چرا به زودی؟ همین الان می‌کنیم:

در یکی از سفرهای استانی احمدی‌نژاد، به دلیل فشردگی کارها ایشان مجبور می‌شوند جهت تجدید وضو به روش «چریک جهادی پشت درخت» عمل کنند. متاسفانه به دلیل اهمال یک افسر وظیفه نشناس که از خویشاوندان آقای تاجزاده است، منطقه مربوطه قبلا مورد چک و خنثی قرار نگرفته بوده و از طریق اپلیکیشن ضد انقلابی «تلگرام» تصاویری از آقای احمدی‌نژاد حین تجدید وضو ضبط و به اسرائیل مخابره می‌شود. عکاس این عملیات که در پوشش خبرنگار روزنامه در ایران بوده یک افسر کارکشته موساد به نام شموئیل است که هم‌اکنون در اختیار ماست و داریم همه حرفهای لازم را دهنش می‌گذاریم.

شموئیل در اعترافات خود گفته است: یک شب با دکتر کاتساو و اکبر گنجی در قهوه‌خانه‌ای در میدان راه‌آهن اورشلیم قلیان می‌کشیدیم و بحث می‌کردیم که چگونه در ایران نفوذ کنیم. کاتساو یک کام گرفت، شلنگ را دست آقای گنجی داد بعد موبایلش را برداشت و با پسورد ادمین وارد برنامه‌ی «ویز» شد و در عرض سه دقیقه تمام جزئیات مهم نظام اسلامی را همراه با عکس و فیلم دانلود و روی یک فلش برای من کپی کرد. بعد تکه کاغذی از جیبش در آورد، خودکار گنجی را گرفت و چیزهایی به عبری نوشت و گفت: به این آدرس برو و در نزدیکان احمدی‌نژاد نفوذ کن.

کاغذ را گرفتم، احترام نظامی گذاشتم و بلند شدم. جلوی در قهوه‌خانه اکبر گنجی مرا صدا زد: شمو! برگشتم و گفتم: بله قربان. گفت: اسم مستعار تو از این به بعد کاظم است. مواظب باش در خود این شخص نفوذ نکنی‌ها. کاظم، این آدم خیلی تیز است و به دام می‌افتیم. گفتم: چشم. از همانجا خطی‌های ترمینال خزانه اورشلیم را سوار شدم و با یک سواری دربست به میدان آزادی آمدم. سه روز بعد با کارت خبرنگاری روزنامه اعتماد همراه ایشان به سفر استانی رفتم و هنگام تجدید وضو قبل از اینکه شلوارش را بالا بکشد چند تصویر با کیفیت از نزدیکان او گرفتم.

 

قاضی پرونده از شموئیل پرسیده آیا انتخاب اسم کاظم دلیل خاصی داشت؟ شموئیل در ادامه اعترافات خود می‌گوید: گنجی عقیده داشت اگر اسم کاظم را استفاده کنیم انگلیسی‌اش می‌شود سِرکاظم که می‌توانیم با کمی تسامح آن را به صورت سِرکَزِم تلفظ کنیم. سِرکَزِم در انگلیسی به معنی تمسخر و لودگی است و گنجی با انتخاب این اسم می‌خواست سران نظام را مسخره کند. یک روز بعد از مخابره عکس به اسرائیل، با کارت خبرنگاری از دفتر آقای احمدی‌نژاد وقت مصاحبه گرفتم. وقتی رسیدم سه عکس از کیفم در آوردم و نشانش دادم.  بعد گفتم من مامور موساد در روزنامه اعتماد هستم و تو باید با ما همکاری کنی. احمدی‌نژاد گفت: ما با ملت یهود مشکلی نداریم. شما هم یک کارمند ساده اداره موساد هستی و الان درخواستت را به من بگو تا بررسی کنم.

شموئیل اضافه می‌کند بلافاصله نقشه‌ای را که گنجی از وضعیت اقتصادی ایران تهیه کرده بود از کیفم در آوردم و به او گفتم: خوب دقت کن، این در ورودی اقتصاد است شما از اینجا باید وارد شوی، بعد مقدار زیادی دلار به او دادم و گفتم: تو باید دلار را بالا ببری و به جایش از آنجا جوری ریال را پایین بیاوری که کسی شک نکند. تا شش ماه کار تو همین است، روز آخر کنار راه پله طبقه چهارم یک در مخفی است که به اتاق بازرگانی باز می‌شود، وارد اتاق بازرگانی می‌شوی، افسار تورّم را می‌گسیخی و بعد ما با هلی‌کوپتر روی پشت‌بام منتظر تو هستیم تا برای مدیریت جهان به محل کار جدیدت در اورشلیم پرواز کنیم.

کار دومی که از تو می‌خواهیم هر شب یکی از مسئولین مهم را شام دعوت می‌کنی و گهی که داری به اقتصاد می‌زنی را به عنوان یک راز سر به مهر برایش تعریف می‌کنی، بعد سه سکه به او می‌دهی و می‌گویی این را فقط تو می‌دانی و اگر این راز را درست درمان نگه داری تا دلت بخواهد سکه هست. در این لحظه یک همیان سکه جلوی احمدی‌نژاد انداختم و در حالی که دهانش از تعجب وا مانده بود در را به هم زدم و بیرون آمدم که گروهبان وظیفه نادر نادرنژاد، جمعی نیروهای خدوم دادستانی من را در راهرو دستگیر کرد و تحویل مقامات غذایی داد تا به موقع من را بار بگذارند و الان دارم به حول قوه الهی دم می‌کشم.