آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۵ آبان ۱۳۹۶

سخیداد هاتف

طنز افغانستان


کتابچه‌ی عقلاطون| نود و دوم | مشاور! مشاور! خوش به حالت واقعا!


 

 

” دموکراسی باید بومی شود”. این سخن یکی از روشنفکران فرهیخته‌ی ما در افغانستان بود. طالبان تازه در شهرهای بزرگ شکست خورده بودند و به غارهای خود برگشته بودند و مشغولِ بو دادن بودند. قرار شده بود که یک نظام دموکراتیک ساخته شود و در آن نظام نماینده‌های منتخب مردم به قدرت برسند و حکومت کنند. چشم همه‌ی جهانیان به افغانستان بود. همه‌ی دموکراسی‌های بزرگ جهان مشتاق بودند ببینند که دموکراسی بومی شده در افغانستان چه فضایلی خواهد داشت.

 

اما در همان روزهای اول حلول دموکراسی مشکلی پیش آمد: مردان و زنانی که از اروپا و امریکا آمده بودند تا حکومت دموکراتیک پساطالبانی را تشکیل بدهند، مهاجران افغانی بودند که چند دهه پیش به اروپا و امریکا رفته بودند از یاد برده بودند که فرهنگ اصیل و بومی افغانستان یعنی چه. به همین خاطر پی هم اشتباه می‌کردند. مثلا وقتی در برنامه‌ی میزگرد فلان تلویزیون ازشان سوال می‌شد که آیا به عنعنات مقدس مردم افغانستان احترام دارند یا نه، به سادگی می‌گفتند بلی. آن وقت از چهار سوی مملکت خبر می‌رسید که مردم متدین کشور در برابر آن “بلی” دست به تظاهرات زده‌اند و شمار کشتگان و مجروحان در حال افزایش است. کسی که آن “بلی” را گفته بود گیج می‌شد. می‌گفت:

 

“آخر من که چیز بدی نگفته‌ام. از من سوال شد که به عنعنات و رسوم مقدس مردم افغانستان احترام دارم یا نه و من جواب دادم بلی. چیز بدی نگفتم. آیا باید نه می‌گفتم؟”.

 

بعد معلوم می شد که فرد مذکور باید این طور پاسخ می‌داد:

 

” به نام خداوند بخشاینده‌ی مهربان و با سلام به ارواح پاک شهدای غزوه‌ی بدر و احد و خندق و با عرض درودهای بی پایان به حضرت خالد بن ولید و مردم عزیز و متدین افغانستان که در چهارده سال جهاد مقدس برای اعلای کلمه الله و تطبیق شریعت از مال و جان و آسایش خود گذشتند و با مقاومت جانانه‌ی خود در برابر متجاوزین باعث آزادی ملت‌های جهان از شر سرطان کمونیسم و شرابخواری و فسق و فجور گردیدند، بلی”. ‌

 

تا رسیدن به این ظرافت‌های فرهنگ اصیل و بومی افغانستان چهارهزار و ششصد نفر جان‌های خود را در تظاهرات از دست دادند. و دقیقا برای رفع همین مشکل بود که پدیده‌ی “مشاور” به عنوان مهم‌ترین و مرکزی‌ترین مفهوم در حکومت افغانستان به میان آمد. همه متوجه شدند که بدون “مشاور” یک قدم هم بر نمی‌توان داشت.

 

حتما می‌گویید نفسِ ما برآمد. اصل ماجرا را بگو.

 

ماجرا از این قرار است که اخیرا غوغایی برخاسته که چرا رئیس جمهور افغانستان بیست و سه هزار مشاور دارد. بسیاری از کسانی که در این مورد اعتراض دارند نمی‌دانند که این اقتضای بومی‌سازی دموکراسی در افغانستان است. رئیس جمهور ما از ابتدا بیست و سه هزار مشاور نداشت. شرایط مجبورش کرد که گله گله مشاور استخدام کند. کی تصور می‌کرد که روزی رئیس جمهور ناگزیر شود کسی را به عنوان “مشاور در امور پاچه‌ی تنبان” استخدام کند؟ هر بار که رئیس جمهور لباس وطنی می‌پوشید موجی از ناآرامی اقصی نقاط کشور را در می‌نوردید. آخر معلوم شد که لبه‌ی پاچه‌ی تنبان ایشان در وقت ادای نماز جمعه نباید از مچ پای ایشان پایین‌تر برود. بعد که این مشکل حل شد و رئیس جمهور با لباس وطنی به مجلس فاتحه‌ی یکی از بزرگان جهادی رفت، باز همان موج اعتراضی که جز درنوردیدن کار دیگری بلد نیست جاهای زیادی از مملکت را درنوردید. این بار گفته شد که لبه‌ی پاچه‌ی تنبان رئیس جمهور در مراسم فاتحه باید تا کف پای ایشان برسد. آخر معلوم شد که رئیس جمهور باید در امور مربوط به پاچه‌ی تنبان مشاوری داشته باشد.

 

در هیچ جای دنیا هیچ رئیس جمهوری “مشاور در امور کج گرفتن گردن در مواقع لازم” ندارد. اما رئیس جمهور ما چنین مشاوری دارد. چرا؟ برای این که به او گفتند که در فرهنگ اصیل افغانی وقتی که حاکمی وارد مجلسی می‌شود که در آن سن افراد بالای هفتاد و سه است، حاکم باید در مدتی که در آن مجلس هست گردن خود را به طرف راست یا چپ بدن خود کج بگیرد. همین ضرورت باعث شد که رئیس جمهور افغانستان مشاور دیگری استخدام کند در “امور تشخیص و تعیین سن دقیق مردان سالخورده”.

 

ملاحظه می‌کنید که بومی‌سازی دموکراسی در افغانستان از درون چه چالش‌هایی می‌گذرد. اخیرا یکی از نمایندگان پارلمان افغانستان لایحه‌یی پیشنهاد کرد که بر اساس آن نمایندگان پارلمان در دو فراکسیون قوامون و غیرقوامون تقسیم می‌شوند. وقتی از نماینده‌ی مذکور پرسیدند که اساس این تقسیم بندی چیست، گفت:

 

” روشن است. ما در پارلمان نماینده‌ی مرد و نماینده‌ی زن داریم. از آنجا که در متون مقدس دینی ما آمده که الرجال قوامون علی النساء، ما می‌خواهیم که مردها یعنی قوامون از همشیره‌ها که نمی‌توانند قوامون باشند جدا شوند تا دموکراسی ما سازگاری بیشتری با فرهنگ اصیل افغانی بیابد”.