آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۱ آبان ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


پارادوکس | خیابان


 

سگ‌های خیابانی: سگ‌های ولگردی که در خیابان زندگی می‌کنند و هرکاری دلشان می‌خواهد می‌کنند.
بچه‌های خیابانی: بچه‌های بی پدر و مادری که در خیابان ول می‌گردند و هرکاری دلشان می‌خواهند می‌کنند.
زن‌های خیابانی: زن‌هایی هستند که خانواده ندارند و در خیابانها دنبال مشتری می‌گردند و هرکاری دلشان می‌خواهند می‌کنند.
گربه‌های خیابانی: گربه‌هایی هستند که بی‌صاحبند، آت و آشغال می‌خورند و هرکاری دلشان می‌خواهد می‌کنند.
دستفروشان خیابانی: فروشندگانی که مکان مشخصی ندارند و کارشان غیرقانونی است، هرچیزی بخواهند به هر قیمتی بخواهند می‌فروشند و هرکاری دلشان خواست می‌کنند.
اصولا در خیابانها اتفاقاتی که می‌افتد چندان جالب نیست و عواقب جالبی هم ندارد، مثل انقلاب که خیابانی‌ترین شکل سیاست است و در آن انقلابیونی که با پدرومادرشان مخالفند به خیابان می‌آیند و هرکاری دلشان می‌خواهد می‌کنند و سرانجام فرزندشان را هم می‌خورند.

 

 

حکومت در خیابان
حکومت خیابانها را تسخیر کرد و کلیه مراکز فساد را در سطح شهر تعطیل کرد.
فساد به عمق خانه‌ها نفوذ کرد.

 

 

بوق
سروصدا شد، گفتن كار آمريكاست، شهر شلوغ شد. گفتن كار آمريكاست، همه ناراضي شدن گفتن كار آمريكاست، آخرش مردم جمع شدن و گفتن: پس ما بوقيم؟