آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۰ آبان ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


شوخی‌های ماکارونیک قاضی هجیم آملی


 

 

افراد بررسی شده در جلد اول کاوشی در طنز ایران، شامل طنزسرایان، هجاگویان، هزالان، طنزنویسان و کلیه افرادی است که در فاصله قرن دوم تا پنجم در ایران آن روز زندگی می‌کردند. جلد اول که سه سال قبل در دانشگاه ارواین کارش را تمام کردم، شامل وضع و حال ۸۶ نفر است که برخی از آنان در این فهرست‌اند: بندار رازی، حکاک مرغزی، طیان ژاژخا، عماره مروزی، منجیک ترمزی، راغب اصفهانی، ابوالفرج رونی، سنایی غزنوی؛ سوزنی سمرقندی، انوری، اثیرالدین اخسیکتی، ابن خطیب گنجه، مهستی گنجوی همسر ابن خطیب، ابوالعلاء گنجوی، ابوطاهر خاتونی، ادیب صابر ترمذی، خاقانی شروانی، رشیدی سمرقندی، روحی ولوالجی، سدیدالدین اعور، شرف الدین شفروه، شمسی اعرج بخارایی، عسجدی مروزی، علی شطرنجی، عمعق بخارایی، فتوحی مروزی، قریع الدهر، کافرک غزنوی، کوشککی قاینی، لبیبی خراسانی، مجیر بیلقانی، مختاری غزنوی، مسعود سعد سلمان، رشیدالدین وطواط، قاضی هجیم آملی طبرستانی و چندین و چند تن دیگر که جلد اول به تنهایی در قطع وزیری حدود ۱۲۰۰ صفحه است.

 

این مجلد را سه سال قبل تمام کردم و برای یکی از دوستان مرکز فرستادم تا بخواند و نظرش را بگوید. فکر کنم یک سالی طول کشید تا نظرش را بگوید و البته ایشان معتقد بود این مجلد کمی کلفت است و ممکن است با بقیه آثار موسسه یک شکل نباشد و قرار شد من کتاب نازک‌تری به ایشان بدهم که کارسازی شد و یک سالی است که ایشان به کار آن کتاب نازک تر مشغول است.

 

البته یکی از مشکلاتی که در میان دانشگاهیان ایرانی علاقمند به ادبیات با این کارها وجود دارد یکی این است که چرا این تحقیقات تاریخی قدیمی است و چرا اسامی این افراد کامران و کامبیز و پانته‌آ و رکسانا نیست؟ و چرا این کتاب عکس و طرح ندارد که ایرانیان عزیز اهل فرهنگ بتوانند آن را خوب ببینند. به نظرم مشکل اصلی این بود که این دوستان بدون خواندن کتاب قصد داشتند بفهمند که من درباره این دوران چه گفته‌ام. و متوجه نمی‌شدند. من بارها تذکر دادم فرق کتاب با دابسمش و ویدئو این است که کتاب را تا وقتی نخوانیم متوجه نمی‌شویم توی آن چی نوشته. البته قدر می‌دانم لطف استاد تورج دریایی را که برای مقاله اولین طنز تاریخ ایران که مربوط به دوران پارتیان است، به من کمک بسیاری کرد و آن نوشته را به زودی در اینجا منتشر خواهم کرد.

 

به هر حال من با کار شخصی تا به امروز پنج جلد از کتاب را تمام کرده‌ام و سرگذشت حدود ۲۰۰ نفر از طنزپردازان و هجاگویان و هزالان را نوشته‌ام. برای یکی از مجلدات که مربوط به دوران مشروطه بود( جلد پنجم)، دوست نازنینی به نام جناب حسین مختاری یک چندی از من به طور شخصی حمایت کرد و من همیشه حمایت او را با ارزش می‌دانم و آن مجلد را به ایشان تقدیم خواهم کرد. اما همین که این عزیزان چشم ما را کور نمی‌کنند، جای شکرش به اندازه ۴۵ سانت باقی است.

 

اوایل که درگیر این معضل شده بودم که برای یافتن حامی پژوهش باید چه کنم، بسیار غر می‌زدم، بعدا وقتی شرح احوال افرادی مانند جمال الدین عبدالرزاق و کمال الدین اسماعیل و سیف فرغانی و مسعود سعد سلمان و ادهم خلخالی و صاحب لطایف الطوایف و غیره را خواندم دریافتم که این معضل فقط مربوط به زمانه ما نیست و ” بث الشکوی”های تمام این شاعران حکایت از تنهایی و بی‌پناهی همه اهل فرهنگ و بخصوص طنزگویانی داشته که زمین و زمان از آنان بیزار بودند و اگر همین نتیجه کار نبود، شاید هیچ دلیلی برای ادامه کارشان نبود. وگرنه بقول بیهقی « زمانه میل به ادبار دارد.» و باور کنید که مفهوم زمانه در ایران شامل کل تاریخ آن است و محدود به دوران خاصی نمی‌شود.

 

به هر حال فعلا که جایی در آن وطن نداریم و به دور از آن باید فقط چشم نگران و دل هراسانی برای کشورمان باشیم، دارم کوشش می‌کنم جایی در افغانستان و تاجیکستان پیدا کنم تا شاید یک غیرایرانی فارسی زبان حاضر شود حمایتی کند که این کتاب فقط منتشر شود. و البته منظورم از حمایت سرمایه گذاری نیست. فقط همین که کسی حاضر بشود مجلدات پیشین را منتشر کند. و البته کلفتی کتاب هم موضوع ذهنی و نگرانی اصلی‌اش نباشد. و کسی که فضایی را فراهم کند که من فقط بتوانم این کار را تمام کنم.

 

فکر می‌کردم و هنوز هم فکر می‌کنم که اگر چنین حمایتی بود می‌توانستم سه ساله کار را تمام کنم. کاری که بی‌تردید یک سازمان در پانزده سال تمامش می‌کند، اما تا به حال نیمی از روز را برای این سو و آن سو کار کردم تا یک چهارم وقتم را آزاد کنم که کار تمام شود. البته من می‌دانم برگزاری کنسرت و جشن مهرگان و لوح کورش از اهم مسائل است، ولی باور کنید پژوهش در ادبیات و طنز هم مهم است. و البته کتاب هنوز مهم است.

 

شوخی‌های ماکارونیک قاضی هجیم آملی

 

قاضی هجیم هجیم آملی طبرستانی از شاعران و ادبای سده ششم هجری است. وی متولد شهر آمل بود و در عصر سلجوقیان زندگی می‌کرد. نویسنده کتاب “فرهنگ سخنوران” وی را از شعرای عهد سامانیان می‏داند. او در ادبیات عربی و فارسی مهارت داشت و شاعری چیره دست و خوش بیان بود. در آمل از دنیا رفت و همان‌جا به خاک سپرده شد. او به پیروی از دقیقی در یکی از قصایدش، قصیده‏ای با لغات فارسی و عربی و طبری سروده که حدود هشتاد بیت است.

 

طنزهای ماکارونیک

 

یکی از گونه‌های زبانی که در شعرفارسی هم بسیار به‌کار گرفته شده، زبان‌های ترکیبی است؛ برای مثال ترکیبی از زبان فارسی و عربی که چه در شعر جدی( مثلا حافظ) و چه در شعر فارسی( هجیم آملی) بکار گرفته شده و یا حتی ترکیب زبان‌های فارسی و گیلکی( گاب شیون فومنی)، فارسی و فرانسه( انقلاب ادبی ایرج میرزا) و فارسی ترکی( شعرنوهای عمران صلاحی)، فارسی و انگلیسی( دوبیتی‌های سمندر شیرازی) یا در ترانه‌سرایی‌های محسن نامجو انواع زبان ماکارونیک استفاده شده است. محسن نامجو در شعر «یک بار در آریزونا» این نوع شعر را به‌خوبی به کار برده است. در این شیوه معمولا بازی زبانی برای تمسخر یا اغراق در آشفتگی زبانی یک جامعه یا گروهی از جامعه به‌کار گرفته می‌شود.

 

حسین بهزادی اندوهجردی در کتاب طنز و طنزپردازی در ایران درباره طنزهای ماکارونیک گفته است: « این نوع طنز خصوصا در شعر، هم از جهت لفظ درهم و برهم و مختلط است. فارسی، عربی، واژه‌های گویش محلی، گویش‌ها، واژه‌های فرنگی و هم از نظر معنی و شیوه بیان. از لحاظ لفظ واژه‌های فارسی چون کلمات عربی صرف می‌شوند و اعراب می‌گیرند، نظیر « دریاء» و « همتاء» و یا کلمات عربی مطابق دستور زبان فارسی صرف و ترکیب می‌شوند. و از جهت معنی نیز شعر یکدست نیست، یعنی نه یکسره طنز است و نه یکپارچه هزل یا هجو. به‌عبارت دیگر با آنکه شاعر موضوع شعر و شیوه بیان آن را به میل خود برمی‌گزیند اما به سبب بی‌توجهی که به شیرین کاری در کلمات دارد، در واقع تسلیم یا مفتون آفرینش‌های ذهنی و لفظی خویش می‌گردد و به هر جانب که لفظ و مضمون بکشندش میل می‌کند و در نتیجه شعر یکدستی خودش را از دست می‌دهد.»

 

ویژگی اشعار قاضی هجیم آملی

 

به گمان من کار قاضی هجیم آملی طبرستانی از نخستین شوخی‌های زبانی به شعر و زبان است و جزو نخستین آثار طنز فرم‌گرا در زبان فارسی. این ‌گونه با انواع دیگر شوخی در زبان فارسی کاملا متفاوت است. نه هزل است و نه هجو و نه طنز، جنبه انتقادی آن به مسائل اجتماعی ارجاع ندارد، کسی را هم تمسخر نکرده، هزل و لاغ و بیهوده گوئی هم نیست، بلکه با زبان و شکل کلمات بازی می‌کند، همان شیوه‌ای است که سالها پس از او صادق هدایت در وغ‌وغ‌ساهاب کرده است تا قوالب شعر کهن و قوافی را به طنز بیاورد.

 

این طنز روشنفکرانه و متوجه زبان است. از قضا در زمانه قاضی هجیم آملی اختلاط زبانی فارسی و عربی بسیار بود. او در واقع تفاخر به عربی نویسی را که در نخبگان علمی و فرهنگی بود تمسخر کرده است و از این رو کارش اهمیتی به‌سزا دارد. این نوع بازی زبانی بعدا و در قرن نهم با مهمل‌گوئی‌های مشرف اصفهانی به شیوه دیگری بروز کرد. این نوع طنززبانی اصولا انتزاعی است و عاری از هدف اجتماعی و مقصود متعالی مستقیم در نقد جامعه. در واقع طنز اصلی در این اشعار آن محتوایی که گفته می‌شود نیست، بلکه آن شیوه بیانی است که از طریق نوعی نظیره سازی به تمسخر گرفته می‌شود. شاید که چنین زبانی در واقع برای به تمسخر گرفتن قصیده‌های پر از کلمات عربی و تشبیهات و بازی‌های زبانی دشواری بود که در قرن چهارم و پنجم سروده می‌شد و شعر را بسیار قدرتمند، اما عاری از زیبایی و احساس می‌کرد.

 

قصیده قاضی هجیم آملی طبرستانی نمونه‌ای است از این دست که وی آن را برای دست انداختن یکی از معاصران خودش ساخته است و هفتاد و چهار بیت دارد:

 

شعر و حمق و نجوم
ای به فرهنگ و علم دریاء
لیس ما را بجز تو همتاء
منم و تو که لاحیاء لنا
هزل را کرده‌ایم احیاء
من به شعر و نجوم و حمق و جنون
تو به آرایش و به فتواء
لی و لک از دو چیز تقصیر است
گر چه هستیم هر دو دائاء
لیس لی عقل و لک حیاه و ترا
هر دو را غالب است سوداء
هست فی الفم جای خندیدن
نیست در چشم ذره‌ای ماء
مضحکات آید از خواطر ما
همچو در از میان دریاء
هر دو را تن دواست و جان واحد
هر دو دل کرده‌ایم مکیاء
خانه خویش دان تو خانه من
چون عطارد به برج جوزاء
زوجتی هر شبی یخاصمنی
بیننا هر شبی محاکاء
مر مرا گوید او که‌ای احمق
تا کی این شعر و این محاباء
ماند این شعر تو به اسفل تو
راست گوید که سخت گنداء
من و تو هر دوی سخن مانی
این به نارنج و آن به خرماء
خر بخندی که می سهون شنوی
هر بشر یضحک من آساء
این به آن وزنه که دقیقی گفت
تن تناتن تنا تناناء