آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۱ آبان ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


زهرا دری و شعرهایش


 

 

 

هفته قبل یکی دو کار شاعر طنزپردازی به نام زهرا دری را اولین بار خواندم. در واقع فکر کردم که برای اولین بار دارم کارهایش را می‌خوانم. اما در حقیقت وقتی به آرشیو مجموعه کاوشی در طنز ایران خودم مراجعه کردم متوجه شدم که چهار سال قبل اولین بار کارهایش را خوانده‌ام. و بطور جدی لازم دارم که بگویم زهرا دری طنزنویسی ویژه و خاص است. از آنهاست که خواهد ماند و کارهای بسیار خواهد کرد و جای خودش را محکم‌تر از این که هست نیز خواهد کرد.

 

زهرا دری از طنزسرایان اصفهانی است و البته که طنزسرایان و طنزنویسان و انواع طنزپردازان اصفهان جای ویژه‌ای در طنز فارسی دارند. از قرن چهارم و راغب اصفهانی تا قرن ششم و هفتم که کمال الدین اسماعیل و پسرش جمال الدین عبدالرزاق که در کارهای‌شان طنزهای بسیاری است تا همین دوران مشروطه که حداقل شش هفت طنزنویس و طنزپرداز اصفهان را خودم معرفی کردم. از محمد علی مذهب اصفهانی صاحب تذکره یخچالیه بگیر تا خاکشیر اصفهانی و صادق ملارجب و مکرم و پیش از آنها میرزا حبیب اصفهانی و این سلسله بسیاری پیرو دارد. البته غالبا و بخصوص در دوران معاصر طنز اصفهان صرفا با لحن متلک پرانی مصادف بوده، در حالی که زهرا دری اتفاقا از آنهاست که اگرچه توجهش به خنداندن بسیار است، اما تقریبا یا تحقیقا همه کارهایش طنز است و جنبه اعتراض و نقد اجتماعی کارهایش گسترده است.

 

زهرا دری مثل اغلب طنزنویسان اصفهانی روز سوم آبان ۱۳۵۹ در آن شهر به دنیا آمد. هنوز خوشبختانه هنوز چهل ساله هم نشده و تا حد زیادی مجرد است. اولین شعرش را سال دوم دبستان نوشت و یازده ساله بود که پدر جوان ۴۳ ساله‌اش را از دست داد. دیپلم علوم تجربی دارد و مثل هر شاعر دیگری اول دوره علوم پایه را در دانشگاه گذراند و آنگاه با مشاهده وضعیت کشور به رشته ادبیات فارسی رفت تا دریابد باید از این وضعیت چگونه و به چه زبانی حرف بزند. زهرا دری در دوره دکتری ادبیات فارسی درس می‌خواند که دیگر درس نخواند.

 

او تا حد امکان در تهران زندگی می‌کند و تا کنون ۳۶ کتاب منتشر کرده که از سال ۱۳۷۹ تا امروز آثارش در بازار عرضه شده و بعضی از کتاب‌ها به چاپ ۲۸ ام رسیده. طبیعی است که ما دیگر نباید بگوئیم که او احتمالا نویسنده موفقی خواهد شد، چون همین الآن هم این کار را کرده است. از کتابهای طنز او به « مارمولک‌های با وجدان»، « دریغ‌خند»، « ناشیانه دوستت دارم»( یکی از بهترین اسمهای طنزی که تا کنون شنیدم.)، « زبل خانوم» و مواردی دیگر می‌توان اشاره کرد. این مواردی دیگر خودش شامل ۳۲ کتاب می‌شود. کتاب سی و یکم از این ۳۲ کتاب مجموعه شعری است با عنوان « لیلا باید با التماس مجنونو راضی بکنه» که همین موضوع هم اهمیت ویژه‌ای دارد. در موردش گفته می‌شود که از آنهاست که استادی نداشته و هرچه می‌بینیم از تلاش‌های خود اوست. جای خوشحالی دارد که این طنزنویس خوب ایرانی استادی نداشته، وگرنه شاید مثل همه و از جمله استادانش می‌شد.

 

زهرا معتقد است: « طنز ادبی و طنز در ادبیات فخیم فارسی اصالت بیشتری دارد. من این نوع طنز را دوست دارم و همیشه سعی می‌کنم خودم هم در این سبک بنویسم.» نگاه وی پر از نقد و کاملا به روز است و تند و تیز. او برخلاف جریان مهمی از طنزپردازانی که به بهانه فاخرنویسی در واقع هیچ نمی‌نویسند یا اصولا نقادی نمی‌کنند رویکرد جدی نقد دارد. خودش گفته است: « طنز نباید از فضای آزاد محروم شود و نباید نویسنده فرمایشی بنویسد تا بتواند اثرش را چاپ كند. نویسنده نباید از اين موضوع بترسد که اگر در سايت شخصي خود طنز مي‌نویسد، به دليل اين طنزنويسي سایت او فیلتر شود و براي خودش هم مشكلاتي به وجود بيايد.» طنزهای زهرا دری غالبا اجتماعی و سیاسی است. او معتقد است: « شرایط سیاسی جامعه به صورت بالقوه بزرگ‌ترین طنز امروز و حال حاضر است.»

 

البته او خیلی هم طرفدار طنز رایج کشور نیست. این گفته او چهار سال قبل بیان شده که « به نظرم طنزهای روزنامه‌ای اخیر، طنز به معنای واقعی نیستند و بيشتر سیاه مشق هستند، چرا كه صراحتی در آن‌ها نیست و ژرف‌نگری ندارند و به همين دليل بيشتر به فکاهی نزدیک هستند و نمی‌شود درباره آن‌ها به عنوان آثار طنز درخور صحبت كرد.» خودش بطور جدی نگاهی نقادانه و صریح دارد. زهرا معتقد است: « طنز باید بتواند با اصحاب قدرت شوخی کند.»

این روزها که اربعین است و داستان راهپیمایی اربعین داغ است و بساط ریا و دروغ گه گاه و غالبا از حد تحمل خارج می‌شود، و از چپ و راست سلفی‌های حسینی هنرمندان بالای سر دیگ و قابلمه نذری منتشر می‌شود و انگار همه در فریب و ریا مسابقه دارند می‌دهند، یکی از بهترین کارهایش تنه به شعر دسته سینه زنی ایرج میرزا می‌زند. چنین سروده است:

« انواع میکاپ و چهره گل کاری‌ها/ رنگ و مش و تاتو و شکر باری‌ها/ دارند تماشا، پسرم دید بزن!/ پشت سر دستهء عزاداری‌ها!/ از ترس گناه چشم خود می‌بندیم/ در جمعیت سیاه می‌پیوندیم/ مظلوم حسین، مرد معصوم حسین/ ما گریه کنان به ریش هم می‌خندیم/ در ماه محرّم غم ِ هرشب داریم/ تا شام نداده‌اند، هی تب داریم/ زین تکیه به آن، از آن به این، قابلمه پر/ دلخوش شده‌ایم دین و مذهب داریم/ هر جور شده کلاه برداشته‌اند/ ایّام پر از حکایتی داشته‌اند/ قربان محرّم و امامش بشوم/ نبش در خانه‌شان علم کاشته‌اند/ اسراف نکن، چرا یقه چاک کنی؟/ باید که در این زمانه امساک کنی/ ده روز فقط لباس مشکی تن کن/ تا هرچه گناه کرده‌ای پاک کنی/ ای مظهر آزادگی ای تنها مرد/ ای آن که به پاس عشق، رفتی به نبرد/ صد حیف، محرّم تو در کشور ما/ تعبیر شده عدس پلو با شله زرد.»
لابد ممکن است به ذهن خواننده این شعرها برسد که چطور این اشعار زهرا دری مجوز نشر گرفته است؟ شاید به این دلیل که در سیستم فرهنگی کشور هم عده‌ای با رفتارهای عده‌ای دیگر مخالفند و هرچه باشد به هر حال اجازه نقد می‌دهند. یکی از همین افراد سید مصطفی جهان بخت از مدیران ارشاد لرستان است که درباره کتاب « دریغ خند» زهرا دری گفته است: « شعرهای طنز درّی با بن‌مایه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی اعتقادی‌ای که دارد بازگویی چیزهایی است که برای همه‌ی ما آشنا هستند، اما آن قدر به دیدن و شنیدن آنها عادت کرده‌ایم که برای‌مان جای هیچ انتقادی از آنها نیست، ( اما او در کتابش) … با ریزبینی‌ای بسیار زنانه و با لحنی زنانه‌تر همین اتفاقات عادی شده‌ی زندگی را با تیغ تیز طنز چنان جراحی کرده‌اند که جای بخیه‌اش اصلاً معلوم نیست…»
لابد فکر می‌کنید این چه مدیر ارشادی است که چنین نگاه روشنی دارد؟ عجیب تر این خواهد بود که شعر « فتوای دل» همین استاد جهان‌بخت را بخوانید که کاری خواندنی‌ست. دوستی می‌گفت که مرحوم منوچهر احترامی معتقد بود که زهرا دری از چهره‌های طنز آینده ایران است. به گمانم این قضاوت درست و معقول است. نام او را از این پس بسیارتر از پیش خواهیم شنید. اما بیایید به این هم فکر کنیم که شاید زهرا دری هم که ما سی و شش کتاب منتشر شده‌اش را در بازار دیدیم لابد دهها کار دیگر هم دارد که منتشر نشده و البت امیدواریم هر چه بیشتر کارهایش منتشر شود.

یکی از حوزه‌های مهم نقد او رفتارهای ریاکارانه در جامعه مذهبی است. یکی از بهترین و عالی‌ترین اشعارش در این مورد شعری است با عنوان « نماز چیست.» که چنین سروده است: « نماز چیست؟ مجالی برای خاراندن!/ مفاصل سر انگشت را فشاراندن/ به یاد درد و بدهکاری و غم افتادن/ به ذهن خود همه را یک به یک شماراندن/ در اوج کسب تمرکز، مگس اگر آمد/ به یاری سر و دست و دماغ، تاراندن!/ به وقت گفتن مد الف – والضالین -/ به فیلم و سی دی و دیش دیش، دل سپاراندن/ همیشه بین یک و دو، فجیع شکّیدن/ چاهار رکعت خود را، دوتا گزاراندن/ به هر طرف نظری، بلکه جفت گردد جور/ که در نماز فراداست، چشم چاراندن!/ اگر که سوسک غریبی به جانماز افتاد/ دو پای قرض نموده، بدن فراراندن!/ ریا کنیم و ریاست کنیم و خوش باشیم/ دوباره شک به دل افتاد… رکعت چندم ؟!» شعر نماز چیست و بسیاری از اشعاری که به نقد رفتار دینی می‌پردازد منحصر بفرد و بسیار بامزه است و هر وقت می‌خوانم‌شان مرا به یاد ایرج میرزا می‌اندازد.

من در حلزون کوشش می‌کنم هر هفته یکی از اشعار خوب زهرا دری را که در کانال تلگرام وی منتشر می‌شود بگذارم و بخوانید و از خواندن اشعار عالی او لذت ببرید.

همان بهتر که روی باورش را ماست مالی کرد
نشست و فکر بی در، پیکرش را ماست مالی کرد
خودش فهمید با یک ور، نخواهد رفت آن ور تر
به خود ور رفت و این ور،آن ورش را ماست مالی کرد
دلش بی تاب و چشمش خواب و بی اعصاب و از این باب
متکا و لاحاف و بسترش را ماست مالی کرد
“به آب و رنگ و خال و خط، چه حاجت روی زیبا را؟ ” (۱)
لذا چشم و لب و موی سرش را ماست مالی کرد
شب و بی‌برقی و یک سطل ماست و فکر یک گربه …
به یک ضربه تمام کشورش را ماست مالی کرد
به جز کشور که تر شد توی تنهایی و تاریکی
نمی دانست خوار و مادرش را ماست مالی کرد
“زهی سجاده ی تقوا که یک ساغر نمی‌ارزد ” (۲)
به دقت جانماز و ساغرش را ماست مالی کرد
“خدا با کی نشسته چای می‌نوشه ؟! ” (۳) – خدا بی ماست؟!
خدا و استکان لب پرش را ماست مالی کرد
اگر دنیا خبر از دردهایش داشت بد می‌شد
تمام طنزهای دفترش را ماست مالی کرد

 

پانوشت‌ها:
۱و ۲) طبیعتا این دو بیت از حافظ است
۳) ترانه‌ای از ابی، ابراهیم حامدی