آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۳ آبان ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


بی‌ناموسی‌های مهستی و شوهرش


 

از کاوشی در طنز ایران، جلد یکم

امیر احمد تاج‌الدین ابن‌خطیب گنجه‌ای مشهور به ابن خطیب از شعرای دوره غزنوی است. وی از اهالی گنجه و شوهر مهستی شاعر معروف ایران است. ابن خطیب از بزرگ‌زادگان و فضلا و دانشمندان و سخنوران گنجه بوده است. صاحب تاریخ گزیده ابن خطیب و مهستی را از جمله ندیمان سلطان محمود غزنوی شمرده که گویا دچار اشتباه شده، چون مهستی در اوائل قرن ششم در دربار ملکشاه سلجوقی بسر می‌برده و بین ملکشاه تا سلطان محمود نزدیک به یکصد سال اختلاف است. نکته قابل تامل در مورد ابن خطیب این است که اگرچه او همسر مهستی بوده و هر دو شاعر بودند، اما به دلیل زن بودن مهستی اطلاعات بیشتری از او وجود دارد، چرا که کم بودن تعداد شاعران زن و بخصوص هزالان و طنزسرایان زن، موجب شده بخصوص در سال‌های اخیر توجه خاصی به سوی مهستی معطوف شود. به هر حال در نوشته‌های تذکره نویسان درباره ابن خطیب جز همان یکی دو قطعه شعری که به مناسبت مراوده شعری با همسرش باقی مانده چیز دیگری در دست نیست.
مناظرات میر احمد و همسرش مهستی بسیار مشهور است .

 

از اشعار وی:

 

گیرم که سرِ زلف کنی چون جیمی
وز خنده لبِ خویش کنی چون میمی
گیرم که مُطّرا جمالت کردی
با کُس چه کنی؟ مگر بدوزی نیمی!

 

 

باد به بوق در افکندن
بر خاک نهاد گنبدِ‌ سیمین‌وَش
من باد به بوق درفکندم خَوش خَوش
اندر کُس تنگ او چنان افشردم
کز چشم پر آبِ او برون جست آتش

 

 

مهستی گفته است
من مَهستيَم بر همه خوبان شده طاق
مشهور به حُسن در خراسان و عراق
ای پور خطیبِ گنجه، کونت چو رواق
نان باید و گوشت و کیر، ورنه سه طلاق

 

 

و ابن خطیب جواب داده
پیوسته مرا ایر به فرمان نبوَد
همچون کُس تو فراخ انبان نبود
از پشم غِراره کردن آسان باشد
از باد مناره کردن آسان نبود