آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۳ آبان ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


پارادوکس | چگونه پرونده بسازیم؟


 

 

 

چگونه پرونده تشکیل می‌شود؟

 

دموکراسی: شما جرمی مرتکب می‌شوید، شما را تعقیب می‌کنند، برایتان پرونده تشکیل می‌دهند و شما را دستگیر می‌کنند.

 

آنارشیسم: شما را بخاطر تصادف اتومبیل دستگیر می‌کنند، در کیف‌تان مدارکی بدست می‌آید که مخالف حکومت هستید، شما را به اتهام رشوه‌خواری محاکمه و اعدام می‌کنند، بعدا برای پاسخگویی به افکار عمومی برایتان پرونده جاسوسی درست می‌کنند.

 

استبداد: یک پرونده آماده وجود دارد، شما را دستگیر می‌کنند، آنقدر به شما فشار می‌آورند تا به اتهاماتی که در پرونده نوشته شده است اعتراف کنید، وقتی جرایم را پذیرفتید شما را وادار می‌کنند تا به همدستی با مخالفان حکومت اعتراف کنید و بعد آنها را دستگیر می‌کنند.

 

دموکراسی آمریکایی سابق: شما با شرکت‌های سیگارسازی مخالفید، برایتان پرونده‌ای تشکیل می‌دهند که بیست سال پیش هنگامی که بیست و دو ساله بودید قصد تجاوز به دختر همکارتان را داشتید، شما هم وکیل می‌گیرید و ثابت می‌کنید که شرکت‌های سیگارسازی به روزنامه‌ها رشوه دادند، بعد شبکه‌های تلویزیونی پرونده انحراف اخلاقی برایتان تشکیل می‌دهند و در نتیجه شما در انتخابات دوره آینده فرماندار کالیفرنیا می‌شوید.

 

دموکراسی آمریکایی ترامپی: زندگی‌نامه شما را می‌نویسند، خودش یک پرونده جنایی می‌شود.

 

دموکراسی فرانسوی: همه می‌دانند که شما از نخست وزیر جامائیکا رشوه گرفته‌اید، اما روزنامه لوموند برای شما پرونده‌ای تشکیل می‌دهد که در جوانی با نهضت مقاومت ملی مخالف بودید، در نتیجه شما به دادگاه می‌روید و محاکمه می‌شوید و بعد از پایان محاکمه پرونده‌تان را همراه با خاطرات‌تان منتشر می کنید و میلیونر می‌شوید.

 

دموکراسی انگلیسی: پرونده‌ای وجود ندارد، کسی هم چیزی نگفته است، در روزنامه‌ها هم خبر خاصی نیست. یک روز صبح شما که می‌ترسید تا پرونده‌تان رو شود خودکشی می‌کنید و چند ماه بعد در پاریس کتابی در موردتان منتشر می‌شود.

 

دموکراسی روسی سابق: یک پرونده حاوی اعترافات شما نوشته شده است. چند مامور آن را به دقت بررسی کرده‌اند، قاضی آنرا می‌خواند و شما را به سی سال زندان با اعمال شاقه در سیبری محکوم می‌کند. بعد شما را دستگیر می‌کنند و شما به محتویات پرونده کلمه به کلمه اعتراف می‌کنید. چهار سال بعد در سیبری اعدام می‌شوید. دوازده سال بعد خبر مرگتان را به خانواده‌تان می‌دهند و سی سال بعد از شما عذرخواهی می‌‎‎کنند و اعلام می‌کنند که بیگناه بودید.

 

دموکراسی ایرانی: آقای وزیر راه در مصاحبه‌ای که در مورد اعتصاب معلمان انجام داده از دهانش در می‌رود و اعلام می کند که جاسوسان آمریکایی در کشور نفوذ کرده‌اند. به همین دلیل علیرغم مخالفت وزارت اطلاعات قوه قضائیه چند نفر را دستگیر می‌کند، اما هیچ دلیلی برای نگاه داشتن آنها در زندان وجود ندارد. به همین دلیل خانه‌های آنها را بازرسی می‌کنند. در جستجوی خانه این افراد اسنادی دائر بر فساد اخلاقی، مصرف مشروبات الکلی، سابقه همکاری با گروهکهای ضدانقلاب در بیست سال پیش، قماربازی، کمی تریاک و دادن رشوه به شهرداری پیدا می‌شود. در نتیجه پرونده این افراد تشکیل و آنها اعتراف می‌کنند که جاسوس آمریکا بودند. بعدا آمریکا ایران را توسط نخست وزیر ایتالیا که برای سفر همزمان با وزیر امورخارجه سوریه به نروژ رفته است، تهدید می‌کند و این افراد بعد از چند روز مورد عفو قرار می‌گیرند و آزاد می‌شوند.

 

 

برگه‌های پرونده

 

برگه ۱ تا ۲۴: متهم مدعی است که بیگناه است و برای بیگناهی‌اش دلایل محکمی ارائه می‌کند.
برگه ۲۵ تا ۳۸: متهم می‌پذیرد که اشتباهات کوچکی انجام داده و جرائمی را مرتکب شده است.
برگه ۳۹ تا ۵۴: متهم اعتراف می‌کند که تمام اعمالش خلاف بوده و جرائمی را با قصد قبلی و به عمد انجام داده است.
برگه ۵۵ تا ۹۲: متهم به کلیه اتهاماتش اعتراف می‌کند و از گذشته ننگین خود ابراز ندامت می‌کند.
برگه ۹۳ تا ۹۹: متهم اعترافاتی در مورد زندگی خصوصی‌اش می‌کند.
برگه ۱۰۰ تا ۱۰۲: متهم به سووالات بازجو پاسخ می‌دهد و از اینکه ناآگاهانه به دام شیطان افتاده است ابراز شرم می‌کند و برای خودش درخواست اشد مجازات را می‌کند.
برگه ۱۰۳ تا ۱۵۷: متهم کلیه اطلاعاتی را که در مورد دوستانش دارد می‌نویسد.
برگه ۱۵۸ تا ۱۶۲: صورتجلسه دادگاه و دفاعیه متهم.
برگه ۱۶۳: متهم به قید ضمانت آزاد شده و به خانه می‌رود.

 

 

النجاه فی الصدق

 

پرونده تعدادی کاغذ است که بالای همه آنها نوشته است که راه نجات راستگویی است و همین نوشته نشان می‌دهد که انسان فقط زمانی راست می‌گوید که زندانی شود، تحت فشار قرار بگیرد، کتک بخورد و آزادی‌اش را از دست بدهد.

 

 

اشباح

 

شبها اشباح متهمین به زیرزمین دادگستری می‌رفتند و موش‌ها را وادار می‌کردند تا پرونده‌ها را بخورند. آنها پس از مرگ هم می‌ترسیدند.

 

 

رهبران انقلاب

 

هرکدام از رهبران انقلاب‌ها براساس پرونده گذشته‌اش یک مجرم سابقه‌دار است. وی پس از پیروزی مخالفانش را دستگیر کرده و برای آنان پرونده‌هایی تشکیل می‌دهد تا آنان تبدیل به مجرم سابقه دار شوند و براساس همین پرونده‌هاست که معلوم می‌شود رهبران انقلاب‌های بعدی چه کسانی هستند.

 

 

پرونده سازی

 

پرونده سازی عملی است که در آن یک آدم زورگو یک آدم گرفتار را مجبور می‌کند که زندگی‌اش را همانطور که او می‌خواهد در پرونده بنویسد.

 

 

اعتبار، احترام، حیثیت

 

داشتن پرونده سیاسی در کشورهای تحت دیکتاتوری مثل گذراندن دوره دکترا در دانشگاه است، برای شما اعتبار، احترام و حیثیت بوجود می‌آورد و هر چه جرمتان بیشتر باشد، چیزی که بدست می‌آورید بیشتر است.

 

 

بازجویی

 

وقتی لای پرونده بازجویی را باز می‌کردی صدای التماس کردن می‌آمد. مردی با خشم فریاد می‌کشید و مردی با التماس ناله می‌کرد. زیر هر ورق نوشته بود: امضاء می‌کنم و گواهی می‌کنم که کلیه عبارات فوق عین حقیقت است.