آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۸ مهر ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


پارادوکس | مغز


 

 

خنديد، كتكش زدند.
ساكت نشست، متهم به توطئه خزنده شد.
دنبال خوشگذراني رفت، به اتهام فساد اخلاقي دستگير شد.
دنبال ثروت رفت، به اتهام فساد مالي دستگير شد.
دنبال قدرت رفت، به اتهام اقدام عليه حكومت دستگير شد.
گريه كرد، به اتهام اشاعه نااميدي بازداشت شد.
نوشت، به اتهام اشاعه اكاذيب و اهانت به مسوولان دستگير شد.
ننوشت، توسط دوستانش متهم به انفعال و بی‌خیالی شد.
راه رفت، به اتهام ولگردي كتك خورد.
نشست، متهم به ايجاد سد معبر شد.
…و بالاخره يك روز مغزش را به كار انداخت و فرار كرد.
نتيجه‌‏گيري اخلاقي: يك علت فرار مغزها اين است كه آدم مغزش را به كار مي‏اندازد.

 

 

آدمها دو نوعند: یا فکر می‌کنند. یا مثل آدم زندگی می‌کنند.

 

 

در احادیث دینی آمده: « یک لحظه تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.» معلوم نیست چرا مومنین حاضرند سالها عبادت کنند اما حاضر نیستند پنج دقیقه فکر کنند.

 

 

اخلاق، دین، آداب معاشرت، ایدئولوژی، ایمان، قانون، همه و همه راههایی هستند که آدم از شر فکر کردن راحت می‌شود و از آن طریق راحت تر زندگی می‌کند.

 

 

بیشتر فکر کردن با بهتر زندگی کردن نسبتی ندارند، به همین دلیل است که برای بهتر زندگی کردن همین که زیاد خلاقیت به خرج ندهیم کافی است.