آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۷ آبان ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


پارادوکس | جنگ


 

 

شرف

 

و آنان براي شرف‌شان جنگيدند. پس از جنگ يك قبرستان بزرگ باقي ماند و مقدار زيادي شرف.

 

 

ضرورت

 

هميشه يك جنگ بزرگ به مقداري آرزوي برآورده نشده نياز دارد كه توسط تعداد زيادي انسان آرزومند قرار است به آن برسيم. اين افراد در راه اين آرزو مي‌ميرند و كساني كه زنده مي‌مانند به پيروزي‌هاي بزرگي مي‌رسند كه شباهتي به آرزوي‌شان ندارد.

 

 

مازوخيسم

 

ستايش جنگ نوعي مازوخيسم است، اصولاً همه آدمها يك جور ارضا نمي‌شوند.

 

 

اشتباه بزرگ

 

اشتباه بزرگ صدام حسين اين بود كه فكر مي‌كرد همه مثل خودش مي‌جنگند. متاسفانه اطرافيانش هم همينطور فكر مي‌كردند. او زماني فهميد جور ديگري هم مي‌شود جنگيد كه چند ثانیه به مرگش باقی مانده بود.

 

 

جنگجو

 

معمولاً كساني كه تا آخرين قطره خون مي‏جنگند، جنگنده‏هاي خوبي نيستند.

 

 

بچه‌‏هاي مردم

 

فرمانده سربازان آنقدر شجاع بود كه مي‏توانست همه بچه‏هاي مردم را به كشتن بدهد.

 

 

ترس

 

بسياري از جنگ‏ها را مردان شجاع آغاز مي‏كنند و مردان ترسو به آن خاتمه مي‏دهند. و مردان ترسو بیشتر به بشریت خدمت می‌کنند.

 

 

سخنراني

 

بسياري از جنگ‏ها با فرياد و در سخنراني آغاز مي‏شود و در آرامش و با مذاكره تمام مي‏شود.

 

 

جنگ

 

انسان حيواني است ناطق، و به همين دليل است كه مي‏جنگد.

 

 

جنايت

 

جنايت نوعي قضاوت براي حل اختلاف است، منتهي يادمان رفته است در مجازات تخفيف را در نظر بگيريم.

 

 

جنگ جنگ تا پیروزی

 

پیروزی در جنگ به معنی داشتن حق نیست، به معنی داشتن قدرت بیشتر یا خوش شانسی بیشتر است.

 

 

مرگ و زندگی

 

دیوانه‌ها معمولا توانایی بیشتری در پیروزی‌های جنگی دارند.