آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۴ آبان ۱۳۹۶

شراگیم زند

طنز روز


جمهوری تدریجی اسلامی!


 

 

 

می‌گویند اگر قورباغه ای را در ظرفی پر از آب جوش بیندازید قورباغه ضمن دادن چند فحش خوارمادر به شما با یک جست سریع از ظرف بیرون می‌پرد. اما اگر همان قورباغه ی بی ادب و وحشی را در ظرفی آب با دمای محیط قرار دهید و بعد کم کم و به تدریج درجه آب را زیاد کنید، قورباغه بدون اینکه احساس خطر کند یا عصبی شود همانطور آرام و متین در ظرف می‌ماند و وقتی به خودش می‌آید که کاملا پخته شده است.

 

بنیانگذاران و مسئولین جمهوری اسلامی ظاهرا تحت تاثیر رفتار موقرانه‌ قورباغه فوق الذکر قرار گرفته و این آزمایش را سرلوحه خویش برای اداره کشور قرار داده اند. اکنون «تدریجی بودن» هم مثل «جمهوری بودن» و «اسلامی بودن» بخشی از ماهیت نظام شده است به شکلی که برخی صاحبنظران پیشنهاد داده اند که عنوان «جمهوری اسلامی» به «جمهوری تدریجی اسلامی» تغییر داده شود.

 

مثلا شما ببینید… از این ور یکی از جناح های نظام دارد طرح اصلاحات تدریجی و قدم به قدم را جلو می‌برد و انقدر این روند آهسته و تدریجی به پیش می‌رود که گاهی یک ناظر بیرونی به شک می‌افتد که اصولا اصلاحات دارد به پیش می‌رود یا به پس می‌رود؟ مقابله با این اصلاحات تدریجی هم از سوی جناح دیگر نظام البته تدریجی و قدم به قدم است. این بنده خدا خاتمی الان چند سال است بلاتکلیف است و دوره حصر تدریجی خودش را می‌گذراند. جناح حاکم هم هی دانه دانه هیزم زیر آب این بزرگوار را زیاد می‌کند و الان وضعیت دمای آب به مرحله ای رسیده که قاعدتا باید ایشان نیم پز شده باشند، اما خب نه خود ایشان و نه اطرافیانشان به خاطر ماهیت تدریجی حصر، اصولا متوجه نیستند و طبعا اعتراضی هم نمی‌کنند. در این میان سران فتنه یعنی آقایان موسوی و کروبی واقعا خوش شانس بودند که حکومت در یک شرایط اضطراری خیلی ضربتی و چکشی با ایشان برخورد کرد. بالاخره حصر یک بار شیون یک بار…! حالا که زمزمه هایی برای رفع حصر به گوش می‌رسد و شرایط آرام شده است البته باز برگشته ایم به همان سیستم تدریجی. یعنی اعلام شده برخی مسئولین می‌توانند با محصورین به شکل محدود دیدار نمایند و از این وضعیت به عنوان قدم اول برای رفع حصر یاد می‌شود. یعنی این بندگان خدا شانس بیاورند احتمالا تا ده سال دیگر به تدریج رفع حصر می‌شوند جوری که خودشان هم متوجه نشوند که کی و چطور حصرشان برداشته شد.

 

حُسن این کار این است که نه خودشان و نه طرفدارانشان دیگر برای رفع حصر دچار شادی و هیجان و غلیانات احساس نمی‌شوند که نه برای نظام خوب است و نه برای سن و سال خود این عزیزان بعد از آزادی.

 

این یک جنبه ماجرا بود. «دکترین تدریجی» در تمام عرصه ها و شاخه ها و زیرشاخه های نظام فعال است. همین مذاکرات هسته ای را ببینید. ده سال به شکل کاملا اسلوموشن و قدم به قدم مذاکره کردند تا برجام به امضای طرفین رسید. حالا حرکت تدریجی بعدی شروع شده که این سند ننگین و آمریکایی را ان شاء الله پاره کنند و شواهد و قرائن نشان می‌دهد تا ده سال آینده به این مهم نائل خواهیم شد.

 

ما مردم هم در چنین فضایی و با این سیاستگذاریها ناخواگاه تحت تاثیر قرار گرفته و«تدریجی محور» شده ایم… یعنی هم تدریجی و روز به روز زندگی می‌کنیم و هم تدریجی بر اثر آلودگی هوا و دود و استرس و مانند آن بیمار می‌شویم و تدریجی می‌میریم… در بازار قیمتها تدریجی زیاد می‌شود و سفره مردم تدریجی کوچک می‌شود… دلار تدریجی شد چهار هزار تومان و گوشت تدریجی به شصت هزار تومان رسید. سن فحشاء هم البته خیلی خزنده و آرام آرام رسید به سیزده – چهارده سال! انقدر آرام که انگار نه انگار اتفاق خاصی افتاده است.

 

البته اینجور نبوده که همیشه تدریجی بودن نتایج ناخوشایندی داشته باشد. این تدریجی بودن خیلی جاها هم به کار ما آمده است. مثلا اگر در دهه شصت عکس یک خانم خوش پوش این روزهای خیابانهای شهر را نشان مردم می‌دادیم و می‌گفتیم حجاب سی سال دیگر به این وضعیت می‌رسد احتمالا کسی باور نمی‌کرد. اما خب مردم به صورت تدریجی مانتوی گشاد رنگ تیره تا قوزک پا و مقنعه چونه دار و چادر را رساندند به مانتوی خفاشی و پیرهن و شلوار استرچ و شال هایی که کلا یک کف دست از سطح مو را بیشتر نمی‌پوشاند. من زنده شما هم زنده بیست یا سی سال دیگر اگر مینی ژوپ پوش ها خیابانهای شهرهای بزرگ ام القرای جهان اسلام را فتح نکردند هرچه می‌خواهید بیائید به من بگوئید.

 

در این برهه از تاریخ یک بچرخ تا بچرخیم تدریجی و خیلی اسلوموشن و آرام در کشورمان برقرار است و باید صبر ایوب و البته عمرنوح داشت و دید که سرانجام آن چه خواهد شد.