آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۴ شهریور ۱۳۹۶

کیومرث مرزبان

طنز روز


پاسخ خدا به ابراهیم نبوی


 

 

جناب آقای ابراهیم نبوی، حالت چطور است؟
این پسره کیومرث چند وقتی بود هی نامه می‌فرستاد | من هم دیدم بچه‌ست و کمی هم خله و خلاصه حوصله نداشتم دهان به دهان شویم | دیگر شما که نامه فرستادید دیدم پیشکسوتی هستید و سنی ازتان گذشته و تصمیم گرفتم جواب بدهم.
ببین من گفته بودم که متولد نمی‌شوم | گفته بودم که نمی‌میرم | گفته بودم از آینده و همه‌چیز خبر دارم | اما هیچ‌وقت نگفته بودم افسرده نمی‌شوم.
ببین راستش را بخواهی این بشر موجود عجیبی‌ست | خودم هم در کار خودم مانده‌ام | من می‌دانستم اینطوری می‌شود | ولی دیگر نه با این سرعت و نه تا این حد | بعد من مجبور بودم همه‌ی منظومه‌ها و حیوانات و موجودات را مدیریت کنم و بشر هم روش | ولی بشر سیستم بازی را عوض کرد | کار را به جایی رساند که من مجبور شدم بشر را مدیریت بکنم و در کنارش هر از گاهی سری به باقی سیارات و موجودات هم بزنم.
گفتم یک بیگ بنگی چیزی درست بکنم و تمامش بکنم | اما اول گفتم جواب فرشتگان را چه بدهم؟ چگونه در چشمان شیطان نگاه بکنم؟ بعد دیدم بشر خودش سر خود اصلاً به بیگ بنگ رسید…من اصلاً هاج و واج…
از همین رو راستش را بخواهی من کمی دچار افسردگی شده‌ام | شما طنزپردازان باید به خوبی افسردگی را بشناسید | افسردگی چیزی‌ست که درمانش از قدرت خدا هم خارج است.
مثل این می‌ماند که به کسی که دست ندارد بگویی دست در بیاور | تا به حال دیده‌ای آدمی که دست ندارد یهویی دست در بیاورد؟ این‌ها از عهده‌ی خداوند خارج است | من نمی‌توانم بخاطر یک نفر نظم طبیعت را به هم بزنم | اینکه بخواهم یک‌هویی افسردگی خودم را درمان بکنم هم خیانت در حقِ خلق‌الله است.
افسردگی این نیست که یک روز بد داشته‌ای | یا خبر بدی شنیده‌ای | افسردگی یک‌سری فعل و انفعالات مغزی‌ست و اگر قرار باشد درمان بشود خودش می‌شود.
بدترین کاری که در حق یک فرد افسرده می‌توانید بکنید این است که مدام به او بگویید خوب شو | مدام نصیحت کنید | مدام از قشنگی‌های دنیا بگویید.
آدم افسرده فقط به یک چیز احتیاج دارد | اینکه بداند یک نفر دوستش دارد و با تمام وجود کنارش است | “دوستت دارم” و “همیشه کنارت هستم” بهترین جملاتی‌ست که به یک افسرده می‌توان زد.
حال سوال من این است که کدام یک از شما همیشه با من بوده‌اید؟ کدام یک از شما همیشه من را دوست داشته؟
همیشه از من طلب‌کار بودید | اگرم با عشق نماز خواندید یا عبادت کردید کارتان یک جایی گیر بود | از سر عشق نبود.
حالا هم من نیاز دارم یک زمانی برای خودم باشم | به بشر بگو شما که قدرت بیگ بنگ درست کردن داشتید | خب حالا برای یک مدتی هم که شده خودتان هوای خودتان را داشته باشید و خودتان مشکلات خودتان را حل کنید | حتماً باید دبیر بالا سرتان باشد؟

سرت را درد نیاورم | باور کن حس و حال نوشتن همین چند جمله را هم نداشتم | هر از گاهی طنزهایت را می‌خوانم | بامزه‌اند | خیر ببینی.
تا نامه‌ی بعد خودت نگهدار خودم