آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۰ شهریور ۱۳۹۶

کیومرث مرزبان

طنز روز


نامه‌هایی به خدا | چهل و سوم | خدای همه


 

 

خدا جان سلام،
مدت زیادی شد که برایت ننوشتم | یعنی دیگر نمی‌دانستم چه بگویم | چون تا الان بیش از چهل نامه نوشته‌ام و آب از آب تکان نخورد | گفتم لابد برایت مهم نیست خب | چرا الکی خودم را کوچک کنم؟
ولی هفته‌‎ی گذشته یکی دو نشانه دیدم که گفتم شاید شنیدی و وقت نداری همه‌ی حرف‌هایم را گوش کنی.
بعد نشستم و حساب کردم و دیدم خب حق داری نرسی | ببین تو الان همزمان هم خدای ابوبکر بغدادی هستی و هم خدای استیون هاوکینگِ بی خدا | خب چطوری می‌توانی هر دوی این‌ها را مدیریت کنی؟
اصلاً کل جمعیت زمین را ول کن | همین دو نفر را چطوری می‌توانی هدایت کنی؟
خدایا مثلاً مگر می‌شود تو هم خدای من باشی و هم خدای محمود فرجامی؟ | حتی از لحاظ تیپ و قیافه هم بخواهی حساب کنی باز صحیح نیست که به یک میزان خدای جفت‌مان باشی.
همین می‌شود که نمی‌رسی به همه‌ی بندگانت رسیدگی کنی | من می‌دانم تو بزرگی و خدایی | قبول | ولی کمی کوتاه بیا و کمی خدا اضافه کن | اصلاً با این کار به بندگانت تیم وُرک را هم یاد می‌دهی.
اصلاً بیا و شورای رهبری درست کن | الان هم که هاشمی رفسنجانی آنجاست و بهترین زمان است | کمی کارها را تقسیم کن و وقت برای بندگانت بیشتر بگذار.
خیر از عمر بی شروع و پایانت ببینی.
تا نامه‌ی بعدی خودت نگهدار خودت و هر چه که هست.