آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۶ شهریور ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


میزها و صندلی‌ها | قسمت هفدهم | این روسای کوتوله


 

 

 

 

دیکتاتورهای بزرگ فرق زیادی با مردم عادی نداشتند، فقط آنقدر قدرت داشتند که کارهایی را بکنند که مردم عادی دوست داشتند انجام بدهند.

 

 

کینه موتور حرکت انسانی و اخلاق ترمز آن است. کار یک انقلاب از کار انداختن ترمز و اخلاقی کردن کینه است.

 

 

هیچ نقصی در آفرینش نیست، کرها، کورها، زشت‌ها، معلول‌ها، چاق‌ها، کچل‌ها، دیوانه‌ها، روانی‌ها، همه و همه بخاطر نقص در موسسات پزشکی به وجود آمدند.

 

 

عدالت آزادی را از میان می‌برد و آزادی عدالت را نابود می‌کند. اصولا آزادی و عدالت برای انسان خودخواه ناممکن است.

 

 

یه رئیس کوتوله روی صندلی بزرگی نشست. همیشه می‌ترسید بیافته پایین. همه رو کشت، چون فکر می‌کرد می‌خوان اونو از روی صندلی بندازن پایین، در حالی که کسی نمی‌خواست اونو پایین بنداره، مشکل این بود که صندلی بزرگ بود و قد رئیس کوتاه.

 

 

شیر همیشه می‌توانست سریع تصمیم بگیرد و همه جیوانات را بخورد. اما آن روز وقتی روباه از جلویش رد شد، گرسنه نبود. شک کرد که به او حمله کند یا نه. همان شک کار دستش داد. روباهها و گرگ‌ها ریختند سرش و او را خوردند.
نتیجه گیری اخلاقی: دیکتاتوری که اخلاقش را عوض کند، دیکتاتور خوبی نیست.

 

 

وکیل‌ها، سیاستمداران و معلمان اخلاق آنقدر احمق هستند که فکر می‌کنند مسئله جدی است. آدمهای جدی اصلا موجودات جالبی نیستند. اگر با آنها داشتید سراغشان بروید، ولی هیچوقت با آنها دوست نشوید، چون حالتان را به هم می زنند.

 

 

آگاهی الزاما چیز خوبی نیست، چرا باید مرا از خواب خوشی که دارم می‌بینم بیدار کنی و به من دنیای زشتی را نشان بدهی؟