آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۳ شهریور ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


میزها و صندلی‌ها| چهاردهم | اشتراکات ایرونی


 

 

 

یک دفتر شعر دارند که هیچکس آن را نخوانده است و اصرار دارند که حتما تمامش را برای تو بخوانند.

 

یک رمان نوشته‌اند که چون فکر می کرد از صدسال تنهایی بد تر شده، آن را پاره کرده و دور ریخته‌اند.

 

اکثر ایرانی ها جوانی نکرده‌اند، حتی اگر تا چهل سالگی نیم ساعت هم کار نکرده باشند و از پدر و مادرشان پول گرفته باشند.

 

اکثر ایرانی‌ها استعدادهای‌شان تلف شده است، اگر خارج رفته بود، حتما الآن ده تا دکترا داشت، و اگر توی ایران مانده بود، حتما الآن رئیس جمهور شده بود.

 

اکثر ایرانی‌ها از سیاست متنفرند، با این حال روزی ۲۵ ساعت درباره سیاست وراجی می‌کنند.

 

اکثر ایرانی‌ها حداقل نیم ساعت در عمرشان توده‌ای بودند و در جنبش سبز هم نزدیک بود کشته شوند.

 

اکثر ایرانی‌ها از ظاهرپرستی متنفرند، با این حال ده برابر پولی که برای کتاب می‌دهند، خرج دماغ و مو و لباس‌شان می‌کنند.

 

اکثر ایرانی‌ها از دین متنفرند، ولی عارف‌اند و به نوع خاصی از عرفان اعتقاد دارند که هیچکس آن را نمی‌فهمد.

 

اکثر ایرانی ها می‌خواهند پول قلمبه به دست بیاورند و از کار کردن راحت بشوند، و طبیعی است که تا حالا هم نیم ساعت سابقه کار ندارند.