آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۱ شهریور ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


شعر طنز امروز ایران | هشتاد و هفتم | محمدرضا طباطبایی


 

 

انجمن شاعران سردرفم

 

قسم به دیو سپیدی که فارغ از بند است
قسم به درد که اندازه‌ی دماوند است

 

 

قسم به تیر تفنگ و قسم به تیغ تبر
قسم به ترکشِ جامانده در نگاه پدر

 

 

قسم به روضه‌ی بی شامِ خالی از مردم
قسم به انجمنِ شاعرانِ سر در “قم”

 

 

قسم به حس درونی، به حس بیرونی
به گریه کردنِ دستانِ تا ابد خونی

 

 

قسم به “آتشِ” ترکیب با “نشانی”‌ها
قسم به دردسرِ بازیِ روانی‌ها…

 

 

قسم به پرسه زدن در کنارِ حرفِ طلاق
قسم به سفره‌ی “نفتی” قسم به شاه “چراغ”

 

 

قسم به ربط خدا با جنایتِ ریگی!
قسم به “تو” (که هنوزم ترانه کم می‌گی)
قسم به موی سفید و سرِ نکاشتمون!
قسم به حسرتِ آینده‌ی نداشتمون!

 

 

قسم به من که تو را در خودش مچاله نکرد
قسم به تو که پر از ناله بود و ناله نکرد

 

 

قسم به “ما” که نمادِ حماقت و دردیم
من و تویی که خدا را جهنمی کردیم

 

 

من و تویی که درختیم و زخمیِ تبریم
من و تویی که به اندازه‌ی طویله خریم…

 

 

قسم به هر چه برای سکوت لازم بود
که تارهای پر از عنکبوت لازم بود
که هر چه بعد تو مردم، به موت، لازم بود!

 

 

که اتفاقِ تو از ماجرای من افتاد!

 

 

که با سکوتِ من و بی تو هر چه بود گذشت
که هر چه بود میانِ من و تو زود گذشت
که نخ به نخ نفسم از میانِ دود گذشت!

 

 

سکوت کردم و شعرِ تو از دهن افتاد!