آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۵ شهریور ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


شعر طنز امروزی ایران | هشتاد و سوم | امین داوری


 

 

وقت شیوع فلسفه طاعون

 

 

وقت شیوع فلسفه‌ی طاعون
هذیان او رسالت یک موش است
شاعر رسول گیج گرفتاری‌ست
با زخم‌های کاریِ بی بهبود
زنگوله‌های منگِ جذام آلود
شاعر همیشه ناقل بیماری‌ست

 

 

تکرار بی اراده‌ی یک ویروس
شیراز، قونیه، زنجان، طوس…
یک عده شیخ حامله‌ی فانوس
ارواح مسخ و جن زده و مجنون
از کوچه‌های بلخ زده بیرون
تبریز از مراد ولی عاری‌ست

 

 

درک جهان مضحک پیرامون
کف می‌کند به فلسفه‌ی صابون
فهم درون…توان خوداندیشی
در قدر مطلق غزل و افیون
می‌خواهد از خودش نزند بیرون
شاعر هنوز گرم خودآزاری‌ست

 

 

بُردش طلب به سمت فراموشی
وا کرد لب به خواندن چاووشی
وقتِ شیوع فلسفه‌ شک مُرد
در او هزار شاعر کوچک مُرد
در او هزار مرتبه کودک مُرد
گفتند:«این مبالغه تکراری ست…»

 

 

زاهد دعای دفع بلا را خواند
مفتی به «خون»و«خاتمه»فتوا داد
پس محتسب به تیغ توسّل جُست
کار عوام یکسره لعنت شد
شاعر دچار حالتِ «حیرت»شد
گفتند:«حقّه است،سیاکاری ست…»

 

 

طیِّ طریق رسم قشنگی نیست
دی شیخ گرد شهر چراغش را
خاموش کرده است،خبر دارید؟
اخبار مدتّی‌ست کلاغش را
در گوش کرده پنبه، که بردارید
دست از سری که درد در او جاری‌ست