آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۴ شهریور ۱۳۹۶

شراگیم زند

طنز روز


بستر اسلام!


 

 

چند روز پیش علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه عنوان کرد که حکومت وظیفه دارد برای اینکه مردم را روانه بهشت کند بسترسازی‌های لازم را انجام دهد و مردم هم باید با زبان خوش بیایند توی این بستری که برای ایشان مهیا شده و اجازه بدهند روحانیت با ایشان به شکلی همبستر شوند که مردم صاف از وسط حوض کوثر بزنند بیرون!
این سخنان خیرخواهانه و زیبا واکنش‌های زیادی در فضای مجازی به همراه داشت و مغرضین بی چشم و رو و آنهایی که اگر روحانیت هرکجایش را هم در عسل کرده و در دهانشان بگذارد باز گاز می‌گیرند با ناشزه‌گری و شانتاژ، شروع به ایراد گرفتن و بهانه تراشی کردند. ما در این نوشته با اعلام حمایت قاطع خود از «روحانیت بسترساز» به برخی از این شبهات و ایرادهای بنی اسرائیلی که از خود تل آویو به این افراد دیکته شده است پاسخ می‌دهیم.
برخی عنوان کرده‌اند که الان شرایط به شکلی‌ست که اصلا انتخاب بین بهشت و جهنم خودش موضوع بحث است. یعنی اینجور نیست که مردم به صورت دیفالت بخواهند بروند بهشت که حالا روحانیت بخواهد بسترسازی بکند یا نکند. اینها می‌گویند با مشاهده عکس‌های مربوط به نمازهای جمعه و بررسی چهره مومنین و مومنات با خودشان حساب و کتاب کرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که حضور در حوضچه‌های قیر مذاب در جوار اشخاص باحال، هنرمند، زیبارو و با ذوق و اندیشه را ترجیح می‌دهند به اینکه با شخصیتی فرض بفرمائید مثل علم الهدی در بهشت توی یک جکوزی بنشینند.
در پاسخ به این افراد باید به فرمایش تاریخی و انسان ساز حضرت امام اشاره کرد آنجا که در فرازی از سخنان خود فرمودند: “خیلی خری…”.
برخی دیگر بدون اینکه دانش و تخصصی در حوزه دین داشته باشند با اشاره گزینشی و تقطیع شده به برخی آیات و روایات می‌خواهند نشان بدهند که اصلا دین و انتخاب بین بهشت و جهنم نعوذ بالله یک مساله اختیاری‌ست و هرکسی مسئول اعمال خودش است و علمای اسلام این وسط چغندر هستند.
این افراد برای اینکه به اظهارات بی‌پایه و اساس خود سندیت بدهند سعی می‌کنند با استفاده از آیه شریفه «لا اکراه فی الدین» و یا آیاتی که پیامبر را مورد خطاب قرار می‌داده و به او می‌گفته که تو فقط بشارت دهنده و بیم دهنده هستی و سرویس کردن دهان مردم جزء وظایف تو نیست، اینگونه القاء نمایند که لابد روحانیت هم حدود اختیاراتشان در حد پیامبر است و حق «ارشاد به عنف» ندارند.
در پاسخ به این افراد نادان ضمن تاکید بر همان جمله تاریخی امام باید اضافه کرد که درست است خداوند گفته که در پذیرفتن دین اجباری نیست اما عمل به شعائر و دستورات دینی شامل این دستور نمی‌شود. شما می‌توانید دین را نپذیرید اما غلط می‌کنید بر خلاف دستورات دینی رفتار کنید.
مثلا یک شخص ارمنی می‌تواند در نظام مقدس اسلامی ما دین خودش را حفظ کند ولی باید طبق دستورات دینی اسلام حجاب سر کند و یا مثلا در ماه رمضان چیزی در اماکن و معابر عمومی نخورد و یا اگر رستورانی چیزی هم داشته باشد باید یکماه کرکره مغازه اش را پائین بکشد. مشروب فروشی و بار و اینجور چیزها برای اقلیت ارامنه که اصلا حرفش هم قشنگ نیست. این معنی لا اکراه فی الدین است.
آن یکی هم که خدا به پیامبرش گفته تو فقط باید راه و چاه را نشان مردم بدهی و وظیفه دیگری نداری هم جزء آیاتی ست که شأن نزولش برای همان سال‌های اول بعثت پیامبر بود که خب پیامبر دست تنها بود و با دیپلماسی و نرمش قهرمانانه جلو می‌رفت. الان اسلام ماشالله هزار ماشالله انقدر قدرتمند شده که گردنش را دیگر تبر هم نمی‌زند! علمای اسلام بابا بزرگ و ننه بزرگ من و شما که نیستند که فقط بنشینند نصیحت کنند و دلالت کنند و اینها. بخواهی برای خودت جفتک بیندازی و راهت را کج کنی و از مسیر بهشت منحرف شوی چنان چوب توی نه بد ترت می‌کنند که بفهمی اسلام با کسی شوخی ندارد.
برخی دیگر فاز فلسفی برمی‌دارند و عنوان می‌کنند که «آزادی و اختیار» دو شرط برای تعالی انسان است و اگر قرار باشد همه‌ی راهها را بست و مردم را با چوب به بهشت راند که دیگر بهشت رفتن و بهشتی بودن هنر نیست و قس‌علی‌هذا. اینها می‌خواهند با این بهانه‌ها از بستر انسان ساز اسلام بیرون بخزند و بروند در یک بستر دیگر. به اینها در مرحله اول باید گفت: “بخواب بابا لحاف یخ کرد” و اگر باز شروع کردند به وول زدن و نخوابیدن دیگر علمای اسلام باید در همان بستر پرچم اسلام را بدون ملاحظه به ایشان فرو نموده تا فلسفه و فلسفه بافی از سرشان بپرد و کپه مرگ‌شان را بگذارند.