آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۷ شهریور ۱۳۹۶

حمید شریف

طنز روز


طنّازی‌های دیپلماتیک نظام


 

 

سه روز بعد از اینکه شخص اول مملکت به شخص دوم گفتند: «تحمل شنیدن صدای مخالف را داشته باشید»، حکم اعدام محمدعلی طاهری به جرم نداشتن جواز کسب مغازه دین‌فروشی صادر شد. البته معاونت اعدام قوّه قضائیه اعلام کرد ایشان «مخالف» نبوده «رقیب کاری» بوده و در بازار این جور زد و خوردها طبیعی است، اما اگر شما فکر می‌کنید این امر بر حسب اتفاق رخ داده یا دست دشمن در کار است تا آبروی نظام را گه‌مال کند باید عرض کنم اشتباه می‌کنید، این حرکت طنّازی دیپلماتیک نام دارد.
طنّازی دیپلماتیک نکته نغزی است که اول شخص مملکت در همین سخنرانی اخیرشان بیان کردند. بدین صورت که: «پایبندی به مواضع و هنجارهای انقلابی باعث تشَخّص و برانگیختن احترام دیگران می‌شود، ضمن اینکه این کار با استفاده از نرمش‌ها و پیچش‌ها و طنازی‌های هنر دیپلماسی منافاتی ندارد»

 

این فراز چند تا پیچ فنی دارد که من به عنوان کارشناس رمز و اصطرلاب نظام، وظیفه دارم با ذکر مثالی قضیه را روشن کنم. فرض کنید یک عدد آتش به اختیار به نام حسن کردمیهن، به سفارت عربستان مراجعه به عنف کرده و از سفیر درخواست می‌کند شورتش را به ایشان تقدیم کند، تا با آن سلفی گرفته و به عنوان سند پیروزی انقلاب در اینستاگرام منتشر سازد. وقتی آقای سفیر اعتراض می‌کند که چرا؟! کردمیهن همین‌طور که دارد سلفی می‌گیرد توضیح می‌دهد که ما سالها پیش با این هدف انقلاب کردیم تا شورت تمامی ساکنین منطقه را بادبان کنیم و این «هنجار انقلابی» ماست. شما هم اگر از آداب و رسوم انقلابی ما ناراحتی سفارتت را بردار و برو. سفیر، به کشور متبوعش زنگ می‌زند و پشت تلفن گریه می‌کند. وزیر خارجه عربستان ضمن ابراز همدردی شدید یک شورت جدید را برای ایشان بسته‌بندی می‌کند و در همان حال که دارد تمبر بسته را با زبان خیس می‌کند، به رئیس فدراسیون فوتبال‌شان اس ام اس می‌زند: وا امنیتا وا شورتا. اینها پس فردا با شورت بازیکن‌های فوتبال ما چه خواهند کرد؟

 

کنفدراسیون فوتبال آسیا هم فورا به فدراسیون ایران مسیج می‌زند که تا اطلاع ثانوی میزبانی بازی‌های باشگاهی بین ایران و عربستان، برای تیم‌های ایرانی لغو شد و به جای ورزشگاه آزادی که اتفاقا دستشویی‌هایش هم کثیف است، با کمال احترام یک توک پا تشریف بیاورید دوبی بازی کنید، یک آب و هوایی هم عوض کنید. این قسمت از قضیه می‌شود «تشخّص و برانگیختن احترام»

 

همزمان با این داستانها تیمی از دیپلماتهای ایرانی در حال گرفتن امضای نهایی مذاکرات هسته‌ای هستند که یک مرتبه پیک موتوری در می‌زند و پاکتی را به دست هیئت آمریکایی می‌دهد. محتوای پاکت، فتوکپی شورت سفیر عربستان همراه با عکس‌های هوایی گوگل از آقای کردمیهن و پانزده صفحه توضیحاتی است که آقای راشدان ترجمه کرده. رئیس هیئت آمریکایی می‌گوید: این بود امنیتی که شما صحبتش را می‌کردید؟ پاشید بریم بابا. مذاکرات در حال شکست است که ناگهان آقای تخت‌روانچی می‌زند زیر خنده و می‌گوید: بابا شما شوخی سرتان نمی‌شود؟ حالا یه شورت این همه داستان داشت بی‌ظرفیتها؟ بیا…آآآه من خودم الان شلوارم را…که هیئت آمریکایی می‌گویند نو..نو…موگرینی ایز هیر…موگرینی…بعد همه هاررری می‌زنند به خنده و توافق‌نامه را امضا می‌کنند. این بخش از قضیه هم می‌شود «طنّازی دیپلماتیک‌»
سوال می‌شود آیا طنّازی دیپلماتیک مختص امور سیاسی است. نه؟ چرا که سیاست ما عین دیانت ماست. دیانت ما هم به همه امور دیگرمان پس داده. پس بحمدالله همه جای نظام از این شوخی‌ها داریم. مثلا رئیس فرهنگستان هنر مملکت به هنرمند مملکت نامه رسمی می‌زند و در آن اظهار می‌کند: آغداش سننه؟ منشی می‌پرسد ببخشید آقای معلم، فکر کنم به جای دست‌نویس پاسخ به جناب آغداشلو، یکی از اشعار منتشر نشده‌تان را داده‌اید. معلم دامغانی می‌گوید: تو را سننه مرتیکه…تایپ کن همین رو. منشی همان اشعار را تایپ می‌کند مهر و امضا می‌کنند و می‌فرستند برای خبرگزاری رسمی.

 

شما اگر به هر آدمی بگویی رئیس بزرگترین نهاد هنری دولت ما به یک نقاش چنین نامه‌ای نوشته، بلافاصله می‌گوید: خب این آدم بی‌تربیت حتما برکنار شده دیگه؟ اصلا چطور ایشون رئیس آنجا بوده؟ اما اگر توضیح بدهید که ما چند روز پیش، در مملکت‌مان مصوبه‌ای در مورد محدودیتهای استخدامی معلمان داشتیم. مسئولین حکومت اعتقاد دارند معلمین چون با فرهنگ بچه‌ها سر و کار دارند، نباید بی‌تربیت و بددهن و لهجه‌دار و پشمالو و کم‌مو و نازا و کریه‌المنظر باشند. منتها یک رسم خوب دیگر هم در کشور داریم که بعد از تصویب یک قانون، یکی از مقامات که کلکسیون نقض آن قانون است، شلوارش را در می‌آورد و قانون را طوری پاراف می‌کند که هرچه پاک‌کننده هم به آن بزنی پاک نمی‌شود. بعد همه مسئولین دور هم به این حرکت هارهار می‌خندند و گلابی می‌خورند. ما به این کار می‌گوییم طنّازی دیپلماتیک. بعد آن آدم می‌گوید: ای بابا چه مملکت بامزه‌ای دارید. کی یه برنامه بذاریم بریم از نزدیک ببینیم؟