آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۶ مرداد ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


شعر طنز امروزی ایران | قسمت پنجاه و هفتم | علی اکبر یاغی تبار


 

 

عقل و عرف و ولنگاری

 

خون قبیله‌ی پدرم عبری است، خط زبان مادری‌ام تازی
از بس‌که دشنه در جگرم دارم، افتاده‌ام به قافیه پردازی

 

جسمم به کفر نیچه می‌اندیشد ، روحم به سهرودی و مولانا
یک قسمتم یهودیِ اتریشی است، یک قسمتم مسیحی قفقازی

 

اندیشه‌های من هگلی امّا، واگویه‌های من فوکویامایی است
انبوهی از غوامض فکری را، حل کرده است علم لغت بازی

 

تلفیق عقل و عرف و ولنگاری، آمیزش شریعت و خوش باشی
درک نبوغ فلسفی خیّام، با فالِ خواجه حافظ شیرازی

 

ما سوژه‌های خنده ی دنیاییم ، وقتی که یک فقیر گنابادی
با یک دو پاره ذکر و سه تا حق حق، اقدام می‌کند به براندازی

 

می‌ترسم از تذبذب یارانم، گفتی برادرم شده‌ای؟ باشد
اثبات کن برادری خود را، باید مرا به چاه بیندازی