آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۵ مرداد ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


شعر طنز امروزی ایران | قسمت پنجاه و ششم | شروین سلیمانی


 

 

خیام لند

اگر خیام زنده بود و امروز بود و به همین جرم، یعنی خیام بودن مشکل جدی پیدا نمی‌کرد و بخاطر ارتکاب رباعی اگر ممنوع التصویر نمی‌شد و اگر به جرم شرب خمر در ملاء عام دچار اتهامات مختلف نمی‌شد و اگر به دلیل رابطه با می و ساقی اگر در کیهان بدنام نمی‌شد و اگر به عنوان اقدام به احداث کوزه‌گری توسط اداره اماکن ضبط و ربط نمی‌شد، شاید یکی از همین کارهایی را می‌کرد که حضرت شروین سلیمانی طنزسرای خوب کشور انجام می‌داد. قریحه شروین سلیمانی پرثمر و جامش پر و لبالب باشد.

خیام که مست از مِیِ رنگین می‌شد
نسبت به دو روزِ عُمر، خوشبین می‌شد
امروز اگر وزیرِ نیرو او بود
برقِ وطن از شراب تأمین می‌شد!

خیام که خود را به صبوری می‌زد!
یکریز دم از حورِ بلوری می‌زد!
امروز اگر وزیر معدن می‌شد
در کوه و کمر معدنِ حوری می‌زد!

خیام که کانِ ایده‌های نو بود
دلبستهء موسیقی و رقص و شو بود
امروز اگر وزیر راه او می‌شد
پایانِ تمامِ راه‌ها دیسکو بود!

خیام که اسبِ عیشِ خود را می‌رانْد
با تکیه به عشق و حال، سرخوش می‌ماند
امروز اگر رئیس مجلس می‌شد
از پُشتِ تریبون “لب کارون” می‌خواند!

خیام که با پَری وَشان مِی می‌خورْد
خوش داشت که از شدتِ شادی می‌مُرد
امروز اگر رئیس جمهوری بود
ما را به جزایر قناری می‌بُرد!