آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۳ تیر ۱۳۹۶

سخیداد هاتف

طنز افغانستان


کتابچه‌ی عقلاطون| پنجاه و هشتم | دموکراسی به شرط چاقو


 

 

تربوزفروشانی که فریاد می‌زنند “ای بی خبر، پول نداری یا خبر؟ تربوز به شرط چاقو!” بهترین‌هایند. چرا؟ برای این که در همین چند کلمه هم آگاهی می‌دهند، هم شما را به چالش عدالت و انصاف فرا می‌خوانند و هم به یادتان می‌دهند که وقتی از خانه بیرون می‌آیید چه قدر مهم است که با خود پول بردارید.

حتما می‌گویید ولی این نهایت‌اش خریدن یک تربوز است. این که به شرط چاقو می‌دهند نیز اهمیت زیادی ندارد. می‌دانند که تربوز طلا نیست که مردم در موردش زیاد سخت بگیرند. همین که تکه‌یی از آن را با چاقو به شما نشان می‌دهند، شما قبول می‌کنید که بخریدش. چه کسی تا حالا به تربوز فروشی گفته است که پنجاه تا تربوز خود را چاقو بزند تا او ببیند که درون تربوزهایش به حد کافی سرخ هستند یا نه؟

خیلی خوب، شما هم درست می‌گویید.

اما در افغانستان، فقط تربوز نیست که به شرط چاقو به مشتری عرضه می‌شود. چیزهای دیگر هم همین طورند. مثلا دموکراسی هم به شرط چاقو عرضه می‌شود. فرض کنید می‌خواهید نظام کهنه و فرسوده و مضحکی چون سلطنت را  پشت سر بگذارید و به یک سیستم دموکراتیک عبور کنید. در بسیاری از کشورها شما دو گزینه بیشتر ندارید: یا نظام خودکامه‌ی سلطنتی یا دموکراسی. ولی ما، مردمان شیرآباد، نشستیم و گذاشتیم دیگران همه نوع نظام را تجربه کنند. گفتیم ما عجله‌یی نداریم. بگذار دیگران زور بزنند و خوب و بد هر نوع نظامی را بیازمایند. بعد ما نقل و نبات بیاورمی و چای سبزی بریزیم و تجربه‌های دیگران را پیش خود پهن کنیم و ببینیم چه چیز را از تجربه‌ی آنان بگیریم و چه چیز را نگیریم. به همین خاطر، تا همین چند سال پیش هیچ نظام حکومتی نداشتیم. هر از چند گاهی سرمان را بلند می کردیم و می‌پرسیدیم:

” فعلا کدام سگ حکومت می‌کند؟”.

خیلی که خسته می‌شدیم، می‌گفتیم:

“کاش این سگ برود، یک سگ دیگر بیاید”.

و ( با حفظ احترام برادرانی که در حاکمیت بودند) همیشه هم دعای‌مان مستجاب می‌شد.

در سال‌های اخیر، گفتیم تماشا بس است، بیایید خودمان هم به باغ برویم. این وقتی بود که نظام خودکامه‌ی سلطنتی دل‌مان را زده بود و می‌خواستیم دموکراسی بیاید. اما دموکراسی هم عیب‌های خود را نشان داده بود. گفتیم چه کار کنیم، چه کار کنیم؟ بعضی پیش‌نهاد دادند که ترکیبی از حکومت خدا و سگ ( همان سگ‌هایی که ذکرشان رفت) بسازیم. دیدیم نمی‌شود. آخر عقل‌های خود را سر هم گذاشتیم و به این نتیجه رسیدیم که دموکراسی را به عنوان مدل حکومتی خود بپذیریم. منتها دموکراسی به شرط ِ چاقو.

دموکراسی به شرط چاقو یعنی چه؟

دموکراسی به شرط چاقو یک نظام دموکراتیک است. تفاوتی که این نظام با دموکراسی‌های دیگر دارد این است که در نظام‌های دموکراتیک دیگر شما فقط یک نوع دموکراسی دارید. در دموکراسی به شرط چاقو شما یک نوع دموکراسی را آزمایش می‌کنید (همان طور که قاش ِ تربوز را آزمایش می‌کنید) و می‌بینید که ازش خوش‌تان می‌آید یا نمی‌آید. اگر خوش‌تان نیامد، یک نوع دموکراسی دیگر را امتحان می‌کنید. همین طور امتحان می‌کنید و می‌بینید که  کدام یکی به ذوق‌تان برابر است. آخر، همانی را که دوست دارید انتخاب می‌کنید. مثالی بدهم:

ما در شیرآباد انتخابات داریم. انتخاباتی آزاد و شفاف. هر کس برنده شد، به مقام مربوطه می‌رسد. به همین سادگی. اما ما دموکراسی را طوری به شرط چاقو ساخته‌ایم که بازنده هم کاملا نبازد و ناامید نشود. کسی که می‌بازد، ناگهان متوجه می‌شود که شکست خوردن در انتخابات خیانت به خون میلیون‌ها شهید گلگون کفن این آب و خاک است و در یک نظام دموکراتیک پیروزی یک فرد در انتخابات به هیچ وجه به این معنا نیست که…( این قسمت در شرایط مختلف با جمله‌های مناسب پر می‌شود).

یا مثلا وزیری استیضاح می‌شود و مجلس نمایندگان به او رای عدم اعتماد می‌دهد. این برشی از دموکراسی است که ممکن است به ذوق مجلس نمایندگان برابر باشد ( برابر شدن ذوق در مجلس نمایندگان افغانستان چیزی در حدود نیم میلیون دالر هزینه بر می‌دارد). اما همین برش ممکن است با دموکراسی مورد نظر وزیر استیضاح شده سازگار نباشد. این است که او هنگام بیرون رفتن از مجلس استیضاح رو به نمایندگان می‌کند و خطاب به والده‌ی محترم‌شان چیزهایی می‌گوید که ما به خاطر دسترسی نداشتن به متن دقیق آن سخنان نمی‌توانیم در اینجا نقل‌شان کنیم. دسترسی هم می‌داشتیم، حیا مانع می‌شد. این است که وزیر مذکور وزیر می‌ماند و یک بار دیگر اثبات می‌گردد که هرچند دموکراسی دشمنان زیادی دارد اما ملت بزرگ افغانستان از این آزمون‌های خطیر در این شرایط حساس و شرایط حساس‌های دیگر سربلند بیرون می‌آید.

می‌دانم وقتی عنوان این مطلب را دیدید فکر کردید که در افغانستان دموکراسی با چاقو هم سر و کار دارد. به خودتان سرکوفت نزنید که چه قدر کج فهمیده بودید. دارد. واقعا دارد. اگر هیچ چیز دیگر کار ندهد، ما برای باز نگه داشتن آپشن‌های دموکراتیک چاقو هم می‌کشیم.