آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۳ تیر ۱۳۹۶

سخیداد هاتف

طنز افغانستان


کتابچه‌ی عقلاطون | شصت و یکم | وضعیت چی هست؟


 

 

سال‌ها بود که در همه جا با این بیت روبرو می‌شدم: بشنو از نی چون حکایت می‌کند. سرانجام روزی تصمیم گرفتم که به نی گوش بدهم و ببینم چه حکایتی می‌کند. هر چه نشستم نی حکایتی نگفت. حوصله‌ام سر رفت و با خود گفتم نی به اندازه‌ی برگ هم ارزش نداشته. حداقل، برگ درختان سبز در نظر هوشیار، هر ورق‌اش دفتری است معرفت کردگار. اما چون در آن لحظه در اتاق خواب من درخت سبزی نبود تا در هر ورق برگ‌هایش دفتری از معرفت کردگار را مطالعه کنم، فکر کردم بهتر است به چیزهای ساده‌تری اکتفا کنم. این است که بخش فارسی سایت خبری بی‌بی‌سی را باز کردم. به بخش افغانستان سری زدم؛ نوشته بودند:
« اتحادیه اروپا خواستار پایان ” به موقع” رسیدگی به پرونده ژنرال دوستم شد.»
هر چه سعی کردم معنای این تیتر را بفهمم، نشد. یک چیزی در درونم خواستار پایان عاجل ِ شروع این تلاش بود. دریافتم که مطالعه‌ی برگ درختان سبز خیلی آسان‌تر از فهمیدن تیترهای بی‌بی‌سی است. نتیجه اش هم ثواب دارد و باعث معرفت کردگار می‌شود. اندکی ناراحت شدم. ولی توجه کرده‌اید که هر وقت کمی ناآرام شوید همین کردگار فوق‌الذکر کاری می‌کند که از غصه دل تان بترکد و بروید و نی را بردارید و به او بگویید:
من معذرت می‌خواهم. بگو. هر حکایتی داری بگو، من می‌شنوم.

کردگار متعال در همان صفحه چشم مرا به دیدن این خبر روشن کرد:
« رییس جمهور آلمان وضعیت افغانستان را «نگران‌کننده» توصیف کرد.»
این آقا به افغانستان رفته و وضعیت را نگران‌کننده یافته. نگران‌کننده. ما فکر می‌کردیم افغانستان را ببیند رسما دود از دماغ‌اش بلند شود. خود ما قریب است نگران شویم. یک عمر در افغانستان هر مصیبتی دیده‌ایم و تا حالا چرت ما خراب نبود. حالا خود ما هم چیزهای تازه‌یی می‌بینیم که نگران‌مان می‌کند. مثال بدهم؟

به همین دولت جمهوری اسلامی افغانستان ما نگاه کنید:
رییس جمهور معاون اول خود را به ترکیه تبعید کرده و حالا که متوجه شده شخص مذکور معاون اول خودش بوده آدم پی ِ آدم به ترکیه می‌فرستد و از معاون اول خود دعوت می‌کند که از انقره به کابل بیایید تا از نزدیک آشنا شویم.
وزیر خارجه‌ی ما کشور به کشور سفر می‌کند تا زمینه‌ی سرنگونی رژیم خون‌آشام کابل را فراهم کند. بعد که به کابل برگشت، به قصر ریاست جمهوری می‌رود و به رییس جمهور از پیشرفت کارها گزارش می‌دهد.
وزیر دفاع ما ایستاده می‌خوابید. طالبان شکایت کردند و گفتند ما ننگ‌مان می‌آید در برابر کسی ایستاده بمیریم که ایستاده می‌خوابد. رییس جمهور ایشان را از وزارت دفاع برکنار کرد و سفیرش ساخت. حالا جناب سه ماه است در یکی از سفارت‌ها خوابیده و هر چه دولت میزبان می‌خواهد بیدارش کند و به او یک گیلاس آب بدهد، او بیدار شدن را شدیدا ریفیوز می‌کند.
از والی‌های‌مان هم بگویم. البته در افغانستان به والی امپراطور می‌گویند ( چنانکه ایرانی‌ها مربی فوتبال را ژنرال می‌گویند). یکی از این والی‌ها همین چند روز پیش از مردم شریف افغانستان خواست که میزان جرم و جنایت خود را در همان حدی نگه دارند که دولت بتواند مدیریت‌اش کند. وی کمبود جا برای بازداشت شدگان و کافی نبودن وسایل لت و کوب متهمان را از دلایل اصلی مطرح کردن این پیش‌نهاد با مردم دانست.

وضعیت نگران کننده است! پوف.