آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۳۰ تیر ۱۳۹۶

سخیداد هاتف

طنز افغانستان


کتابچه‌ی عقلاطون | شصت و سوم | گفتمان مدرن استقبال


وقتی که در کابل، پایتخت شیرآباد، باران می‌بارد، سازمان ملل متحد جلسه‌ی اضطراری می‌گیرد و از کشورهای عضو ناتو خواهش می‌کند به جای فرستادن تانک و توپ به افغانستان کشتی‌های خیابان پیما بفرستند که مردم را از میان بحرالکابل به آن سوی خیابان انتقال بدهند. حتما می‌گویید وقتی وضعیت سرک‌ها و خیابان‌ها در پایتخت این قدر بد است، چرا دولت بودجه‌ای اختصاص نمی‌دهد تا این مشکل برطرف شود. سوال خوبی کردید. اجازه بدهید به این سوال پاسخ بدهم:

 

 

حدس نزنید. این عکس تزئینی است. البته خیلی تزئینی هم نیست. ولی به اصل مطلب ربط زیادی ندارد. در این عکس شما پولیسی را می‌بینید که در یک روز بارانی در کابل در خدمت مردم است. نگویید که این چه گونه خدمتی است؟ آخر شما که جزئیات ماجرا را نمی‌دانید. آن مردی که پولیس را بر پشت خود گرفته و به آن سوی خیابان انتقال می‌دهد ( بلی، یکی از خیابان‌های کابل است)، از پولیس خواهش کرده که به او خدمتی بکند. پولیس گفته که در این جا نمی‌شود به شما خدمتی کرد. مرا از این سو به آن سو انتقال بدهید تا من خدمتم بیایم. یعنی از روی ظاهر قضیه قضاوت نکنید. در نهایت، پولیس در خدمت مردم است؛ حتا اگر ظاهرا چنان نباشد.

اصل بحث یادتان نرود. بحث این بود که چرا دولت به سر و وضع پایتخت رسیدگی نمی‌کند. عرض شود که دولت افغانستان بودجه‌ی بزرگی ندارد. سالانه مقداری پول از امریکا و اروپا می‌گیرد و این پول فقط برای بعضی از کارکردهای اصلی دولت کفایت می‌کند. کارکرد دولت در افغانستان با کارکرد دولت در جاهای دیگر قدری فرق می‌کند. مثلا در کشورهای دیگر، وقتی که یک مقام بلندپایه‌ی دولت به یکی از ولایت‌های کشور خود سفر می‌کند، حتما کاری دارد. این است که هلیکوپتر خود را سوار می‌شود و می‌رود و کار خود را انجام می‌دهد و بر می‌گردد. در افغانستان این طور نیست. مقامات دولتی مدتی که در پایتخت ماندند، دل‌شان برای “استقبال مردمی” تنگ می‌شود. در کابل جا کم است. به همین خاطر می‌روند به ولایات تا یک کمی استقبال بگیرند. به مسئولان تشریفات فلان ولایت خبر می‌دهند که ما آمدیم، هستید؟ این قسمی نصف بودجه‌ی دولت خرج ِ استقبال از مقامات دولتی می‌شود. گاهی مقامی برای چند روز به خارج از کشور سفر می‌کند. وقتی از سفر برگشت، شما فکر می‌کنید از میدان هوایی یک راست به خانه‌ی خود می‌رود؟ نخیر. مردم شریف افغانستان در اوج حیرت و دلدادگی به استقبال او می‌شتابند و یک بار دیگر با نصب هزاران پوستر و پلاکارد بازگشت او به کشور را جشن می‌گیرند.
عبدالغلام دستگیرزاده، یکی از متخصصان حوزه‌ی استقبال، به روزنامه‌ی نیوریورک تایمز گفت:
” زیباست. واقعا باور نکردنی است. چه طور ممکن است؟ وقتی که یک مقام دولتی از سفر بر می‌گردد، من حس می‌کنم که هنوز باده‌ی ناخورده در رگ تاک است”.

 

 

اخیرا در کابل سمیناری برگزار شد با موضوع” گفتمان مدرن استقبال”. در این سمینار وجوه مختلف مفهوم استقبال از نظر خرد انتقادی در عصر پساروشنگری و نیز ریشه‌های عظیم آن در سنت شرقی کافیده شد. در این سمینار، که به همت موسسه‌ی “پی اچ ان سی دبلیو کی آر تی ایکس دی ال یو” برگزار شده بود، میهمانان زیادی از سرتاسر خاورمیانه و آسیای میانه و جنوب شرق آسیا و افریقا سخنرانی کردند و بر ضرورت کاوش بیشتر در مبانی دینی و فلسفی آمادگی برای استقبال از بزرگان تاکید ورزیدند. علیم نظرباز، رییس موسسه‌ی مذکور، به رسانه‌ها گفت که دولت افغانستان هزینه‌ی برگزاری سمینار مذکور را پرداخته است- چیزی در حدود ۳۵۴ هزار دالر امریکایی.

 

بسیاری از آگاهان معتقدند که اگر دولت به مساله‌ی استقبال از بزرگان بی‌اعتنایی کند، جامعه دچار بحران‌های عمیق خواهد شد.
شهردار کابل این نظر را تایید می‌کند:
” به نظر من، همشهری‌های کابلی می‌توانند شب‌ها با چراغ دستی در کوچه‌ها و سرک‌های کابل قدم بزنند و سعی کنند در چاله‌ها نیفتند. در روزهای بارانی پولیس را برپشت خود بگذارند تا سنگین شوند و آب نبردشان. اما مساله‌ی آمادگی برای استقبال از بزرگان مملکت چیز دیگری است. خرج دارد”.