آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۴ خرداد ۱۳۹۶

سخیداد هاتف

طنز افغانستان


کتابچه‌ی عقلاطون | پنجاه و دوم | باز خیلی بد نشد


 

خواستم این خاکِ لامذهب وطن گردد، نشد
بگذرد زین حالتِ آشفته و گَدوَد(۱)، نشد
حاکمی بی‌غل و غش بر تخت بنشیند، نشد
عمر من ناحق گذشت و سعی من از حد، نشد
آنچه من می‌خواستم هرچند صد درصد نشد،
باز خیلی بد نشد.

رنج می‌گویید بردم بهرِ دین؟ والله زیاد
بر سرم بارید جوکِ ناکسین؟ والله زیاد
هیچ سودی بردم از دین مبین؟ والله زیاد
اعتبار و خانه و پول و زمین، والله زیاد
گرچه تبلیغ ِ خدا آن‌سان که می‌باید نشد،
باز خیلی بد نشد.

( توضیح: این ناکسین که در بالا دیدید در اصل ناکسان است. اما من به خاطر احترامی که به جمع عربی دارم و پدرلعنت قافیه هم همکاری نمی‌کند، آن را به شکل ناکسین آوردم تا قاسطین و مارقین نیز خود را جمع کنند.)

بد نشد، چون هرکسی چیزی به من می‌داد و من
در بدل بر منبرِ شان می‌زدم هر شب سخن
پای منبر، می‌چکید از چشم‌ مردم قُربتن
هر قدر مایع که حاضر داشتند اندر بدن!
از تلاش من کسی گرچند مُستغپَد نشد،
باز خیلی بد نشد.
( توضیح:مستغپد از ریشه‌ی استغپاد به کسی می‌گویند که از فرط گریستن در پای منبر تمام آب بدن خود را از دست بدهد و از طریق dehydration فی‌المجلس به لقاءالله بپیوندد.)

بعد، دیدم دین ما چندان اکونامیک نیست
چون درآمدزایی‌اش در ملک ما کافیک نیست
گفتم: «ای مردم کمی فکر شما تاریک نیست؟
هیچ چیزِ نادموکراتیک اسلامیک نیست.»
فکر من از سوی شیرآبادیان جز رد نشد،
باز خیلی بد نشد.

بد نشد، چون از قضا گل کرد «اِن جِی او»یِ من
در تِلِویزیون جلو زد از رقیبان «شُو»یِ من
چاق شد ناگه حساب دالر و یوروی من
( چاق در حد کفافِ زویِ زویِ زویِ(۲)ِ من)
گرچه اِن جی اویِ من پیش فسادی سد نشد،
باز خیلی بد نشد.

بد نشد، چون بعد دیدم این جهان خاکستری است
آن خداوند است کز شیرینی و رشوت بری است
پاک بودن سادگی و سادگی عینِ خری است
بهترین پرسش همان « فعلا کجا را می‌چری؟» است
خواستم باشم یکی از جنسِ دیو و دد، نشد؛
باز خیلی بد نشد.

۱) گَدوَد در فارسی افغانستان قاتی‌پاتی و آشفته معنا می‌دهد (اصلش از زبان پشتو آمده).

۲) زوی در زبان پشتو است، به معنای فرزند پسر. بعضی در خطاب به کسی آن را به معنای تخفیف‌آورش استفاده می‌کنند. مثلی این که به کسی بگوییم بفهم بچه!