آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۸ تیر ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

رادیو و تلویزیون


امپراتور کوزکو و استندآپ‌اش


خنداننده شو، کار ارزنده بچه‌های خندوانه و رامبد جوان، شبیه مسابقات استعدادیابی( Talent Show ) و طبیعتا به جای اینکه گرایش عمومی برای خوانندگی و شعبده‌بازی و اجرای کمدی و چندین رشته دیگر داشته باشد، تنها و تنها متمرکز روی استندآپ کمدی، آغاز شده و چندین رقیب جدی دومین هفته اجراهای خود را آغاز کردند و در حال رقابت هستند. من بطور جدی این برنامه را دنبال می‌کنم و تماشا می‌کنم و کوشش می‌کنم که تک تک افراد را معرفی و کارشان را بررسی کنم. قصد داریم که موضوع استندآپ کمدی را در حلزون به یک بخش مستقل و غنی تبدیل کنیم.
در این قسمت من به بررسی کار « سیده زینب موسوی» می‌پردازم و کوشش می‌کنم تا ضعف‌ها و قوت‌های کار او را نشان بدهم.
پیش از ورود به بحث خلاصه خبرها را بد نیست بشنوید. اول اینکه شایع شده که زینب موسوی که با کاراکتر امپراتور کوزکو شناخته شده است، قرار است از برنامه « خنداننده شو» حذف شود. نمی‌دانم این چقدر واقعیت داشته باشد، اما اگر فرض آن هم مطرح باشد، لازم است که این موضوع را بررسی کنیم.

امپراتور کوزکو
امپراتور کوزکو نام یک کمدی ویدئویی است که زنی با چادرنماز مثل هر زن خانه‌دار معمولی قم یا هر شهر و شهرستان دیگری، بدون اینکه چهره‌اش دیده شود، درباره زندگی خانوادگی‌اش، شوهری که دوستش دارد و از او مثل یک زن سنتی اطاعت می‌کند و به تبعیت زن از شوهر هم اعتقاد دارد، حرف می‌زند. او پسری دارد که ازدواج کرده و عروس کوزکو لج او را درآورده و کوزکو دائم او را نفرین می‌کند. ویژگی شخصیتی کوزکو استفاده از لهجه قمی، استفاده از نفرین‌ها و بدوبیراه‌های عامیانه و عصبی شدن‌های احساسی است که شخصیت او را جذاب و دوست داشتنی کرده است. ویدئوهای کوزکو توسط دهها هزار طرفدار او دیده می‌شود و علاقمندان بسیاری دارد. کوزکو درباره اتفاقات روز حرف می‌زند، از شوخی با هیلاری کلینتون و ترامپ گرفته تا شوخی با مسابقات فوتبال لیگ اروپا و جهان و انتخابات و همه چیز دیگر. علیرغم چهره و شخصیت سنتی کوزکو، سازنده شخصیت او یعنی سیده زینب موسوی نگاهی مدرن به طنز دارد و به گمان من در شخصیت پردازی و ساخت شخصیت از طریق دیالوگ که دستمایه اصلی استندآپ کمدی است بسیار ماهر است. با شرکت زینب موسوی در مسابقه خنداننده شو او از زیر چادر پنهان خودش خارج شد و در هیبتی غیرمنتظره در مسابقه شرکت کرد. در حال حاضر این شایعه مطرح است که ممکن است او را از ادامه مسابقه حذف کنند.

 

آیا کوزکو چون زن و قمی و چادری است اهمیت دارد؟
طبیعی است که با توجه به محدودیت‌های بسیاری که برای زنان وجود دارد، انتظار نداریم که یک زن کمدین باشد، تعداد زنان کمدین ما در گذشته قبل از انقلاب و قبل از دهه هشتاد بسیار کم بودند و امروز هم اگرچه هستند، ولی چندان زیاد نیستند و از اینها گذشته اصولا تعداد زنان کمدین در همه جهان نسبت به مردان کمتر است. از این گذشته طبیعی است که انتظار نداریم که زنی کمدی و پارودی از یک پیرزن سنتی بسازد و طبیعتا این موضوع عجیب تر است، اما از این دو عجیب تر این که این زن سنتی قمی هم هست. آیا زینب موسوی بخاطر زن بودن و قمی بودن و ایفای نقش زن چادری در کوزکو جذاب است؟ پاسخ من به این سئوال منفی است. به نظر من زینب موسوی یک کمدین باهوش و خوش فکر و خلاق است و مطمئنم که اگر هر شخصیت دیگری را که بسازد و آن را بگوید کارش خوب خواهد بود. او اگر زن نبود هم از بسیاری کمدین‌های امروزی کشور برتر می‌بود. کما اینکه اجرای شقایق دهقان به عنوان یک زن کمدین از بسیاری از اجراهای مردان کمدین کشور برتر است.

 

آیا شوخی های کوزکو ممنوع و بد است؟
شخصیت کوزکو که زینب موسوی به گفته خودش آن‌را از روی انیمیشن ” امپراتور کوزکو” اقتباس کرده است، مثل همان امپراتور کوزکوی انیمیشن، شخصیتی بد دهن، حسود و بدخواه است. طبیعی است که او رفتاری عصبی و پرخاشگر دارد. بنا براین طبیعی است که در مشابه سازی و پارودی شخصیت ساخته شده پرخاشگر خواهد شد، پس نخواهیم گفت چرا کوزکو جیغ می‌زند، یا چرا بد و بیراه می‌گوید؟ طبیعی است که وقتی شما شخصیتی را می‌سازید که بد دهن است، این شخصیت شما مثل ” الهی قمشه‌ای” حرف نخواهد زد. اما چرا برخی فکر می‌کنند که کار زینب موسوی در کوزکو یک اثر معترض سیاسی است؟ در حالی که به نظر من کار او یک اثر خوب و کمدی قشنگ اجتماعی است که نقد رفتاری می‌کند و حتی نقد رفتاری او هم یک اعتراض سیخکی علیه جامعه سنتی نیست. بیش از اعتراض جنبه طنز و کمدی دارد. همین.
چنین نوع طنز و هجوی را به شدت و به مراتب تند تر در میان سنتی ترین بخش جامعه دینی یعنی یک مجتهد بزرگ دینی آقا جمال خوانساری در کتاب « کلثوم ننه» انجام داده و آن اثر که به « عقاید النساء» معروف است، یک نقد جدی بر رفتار زنان سنتی و مذهبی است که سیصد سال قبل نوشته شده. بنابراین چنین کاری سابقه دارد، آن را یک مجتهد دینی انجام داده و کاری زیبا و آگاه کننده و طنزی دلنشین است. اما شاید بخاطر زندگی در جامعه پر از سوء تفاهم افراد گمان کنند که چون شخصیت کمدی زن چادری و مذهبی و سنتی است و قمی است، لابد دارد چیز عجیب و غریبی می‌گوید. من فکر می‌کنم چنین تصوری را نباید بر این شخصیت و کارش تحمیل کرد. شوخی‌های کوزکو بسیار دوست داشتنی است و دقیقا شبیه زنهایی که سالها توی خانه نشستند و دائما مثل کش با عصبانیت از جا در می‌روند و در میان عشق و نفرت دست و پا می‌زنند و دایما حسادت می‌کنند، است. با هیچ استاندارد و مکانیزیمی نمی‌توان کار او را غیراخلاقی، تند، و سیاسی دانست. ممکن است خود زینب موسوی مثل هفتاد درصد مردم و نود درصد اندیشمندان و هنرمندان و کمدین‌ها طرفدار اصلاحات باشد، ولی بیش از این نمی‌توان تعریف سیاسی روی او سوار کرد.

 

 

شخصیت کوزکو کیست؟
به گفته زینب موسوی نام و شخصیت پیرزنی که امپراتور کوزکو خوانده می‌شود از انیمیشن امپراتور کوزکو گرفته شده است. او نام و برخی خصلت‌های این شخصیت را عاریت گرفته و ایرانی کرده است. وی مدتها قبل در دانشگاه یک کلیپ طنز ضبط کرده بوده و بخشی از آن را در فضای مجازی منتشر کرد. خودش در مورد ویدئوهای اولیه گفته است: «در اولین ویدئوها اصلا کاراکتر من یک پیرزن قمی نبود، کم کم این کاراکتر شکل گرفت و کامل شد و داخل یک قالب خاص رفت. در واقع می‌توان گفت کوزکو ترکیب چندین شخصیت است، نه یک شخص خاص. در راستای تکمیل کردن کاراکتر، شخصیت های جدید مثل جواد و سکینه و دیگران هم کم کم اضافه شدند و ممکن است این خانواده بزرگ تر هم بشود.» در اجرای خنداننده شوی مرحله قبلی صدای عمه برای کسانی که امپراطور کوزکو را دنبال می‌کردند آشنا بود، اما موسوی سعی کرد مرزی میان عمه و کوزکو قائل شود. وقتی شخصیت حاج مصیب با صفت «جان جانان» از زبان عمه بیان شد، جای شبهه‌ای نماند که موسوی همان کوزکو است. صفت جان جانان صفتی است که کوزکو برای همسرش به کار می‌برد.

 

 

 

استندآپ اول زینب موسوی
نخستین استندآپ زینب موسوی کار خوبی بود. در آن اجرا بار کمدی روی کوزکو بود و شخصیت او به نمایش درآمده بود. طبیعی بود که آشنا بودن آن لحن و ذوق و شوقی که دوستداران کوزکو از دیدن خالق آن پیرزن از حجاب بیرون آمده داشتند، موجب شد که استقبال خیلی خوبی از او بکنند، اگرچه من بخش آغازین آن استندآپ را که داستان « شقایق» و آشنایی راوی و شقایق بود بیشتر می‌پسندیدم و معتقد بودم که خلاقیت متن و داستان در آن بخش بیشتر است. با این همه کل مرحله اول، به گمان من اثری خوب و قابل قبول و به گمان من حداقل شایسته اولی یا دومی بود. با این همه خوشبختانه زینب موسوی به مرحله دوم رفت و سه روز قبل اجرای دومش را ارائه داد.

 

 

 

استندآپ دوم زینب موسوی
دومین استندآپ به گمان من بسیار بهتر از اولی بود. متن منسجم و تمیز این برنامه حول محور نامگذاری افراد در ایران صورت گرفته بود؛ هم نکات اجتماعی خوبی داشت و هم پر از شوخی بود. اجرای کار هم خوب بود. اوج زیبایی شوخی او با نام « برجام» بود که یکی از زیباترین و هوشمندانه‌ترین شوخی‌های وی و کل خنداننده شو بود. شنیدم و خواندم که برخی افراد به شوخی‌های او با اسامی مثلا داستان « شیث رضایی» و « محمد نصرتی» و «سوشا مکانی» اعتراض کرده بودند. به گمان من این اعتراض‌ها ناشی از تنگ نظری‌های بیهوده است که متاسفانه نشان می‌دهد که ما ایرانیان مردم بی‌تحمل و غالبا شوخی نافهمی هستیم و همین موجب عقب ماندگی و انتقاد ناپذیری ما هم می‌شود. از نظر من آن متن بسیار شایسته و نیک و شوخ و پر از شوخی و زیبایی بود.
اشکالات اجرای دوم: در اجرای دوم به نظر من زینب موسوی مثل همه ایرانی‌هایی که صحنه را تجربه نکردند، با مخاطب نمی‌توانست ارتباط برقرار کند. استندآپ کمدی کار خطرناکی است. فیلم « مردی روی ماه» میلوش فورمن با بازی جیم کری این ویژگی خطرناک و سخت را نشان داده است. گرفتن خنده از تماشاگر نیاز کمدین برای اجرای خوب برنامه است. وقتی یک کمدین به فضایی می‌رود که نمی‌شناسد، تنظیم رابطه با جمعیت دشوار می‌شود. اجرای یک شوخی، بردن آن به سوی اوج و رساندن به اوج با خونسردی و ریتم مناسب و شوخی نهایی که مثل یک ضربه انفجار خنده را ایجاد می‌کند کاری است که انجامش جز متن خوب و مهارت، نیازمند تنظیم رابطه با تماشاگر است.
من وقتی اجرا شروع شد و با وجود اینکه در همان دو دقیقه اول زینب موسوی دو سه شوخی منفجر کننده داشت، اما انفجار خنده حاصل نشد، نگران شدم که دست و پای خودش را گم کند، با این حال او شوخی را ادامه داد. منتهی نتوانست خودش را با خنده‌ها تنظیم کند. کمدین باید جای خنده به جمعیت بدهد، به همین دلیل اگر ده دقیقه وقت برای اجرا دارد، بهتر است دو تا سه دقیقه را برای خنده جمعیت بگذارد و اگر بتواند با همان خنده‌ها هم شوخی کند. اما وقتی کمدین زمان پر و کامل را می‌خواهد استفاده کند، نگران نیمه کاره ماندن متن و شوخی‌ها می‌شود و خنده جمعیت را از دست می‌دهد.
این نکته در مورد موزیسین‌های ایرانی نیز قابل مشاهده است که اغلب آنان چون روی صحنه سابقه اجرا ندارند، توانایی اداره صحنه را ندارند. من صد بار جلوی جمعیت روی صحنه رفتم. هیچ چیز سخت تر از این نیست که منتظر خنده باشی و خنده کافی نگیری. دست و پایت را گم می‌کنی و نمی‌دانی باید چگونه کار را ادامه دهی. با این همه به گمان من متن برنامه دوم زینب متن عالی و خوبی بود و اجرای آن هم جز یکی دو مشکل که به آن اشاره کردم، قابل توجه.
یکی از خطراتی که پیش پای زینب موسوی و سایر کمدین‌های ایرانی است، این شمشیر دولبه اعتراض ابتذال است که در انتظار هر طنزگو و شوخ طبع و کمدینی است؛ از یک سو ممکن است به جای شوخی و طنز انتقادی تبدیل به معترضی شود که فقط کارش اعتراض است و کم کم یک معترض سیاسی صرف می‌شود و دومی که خطرناک تر است این که تبدیل به یک موجود موفق شود که مردم را می‌خنداند، اما برای باقی ماندن از هر محتوا و اعتراضی تهی می‌شود. مشکلی جدی که برخی آدمها مثل مهران مدیری عالیرغم سابقه و پرونده درخشانش با خطر نزدیک شدن به آن مواجه است. استندآپ کمدی با جوک گفتن فرق می‌کند. لابد باید یک روحیه اصلاح و انتقاد در کمدین وجود داشته باشد. امیدوارم زینب موسوی تبدیل به یک کمدین صرف و بوف نشود.
امیدوارم زینب موسوی در این برنامه رای بیاورد و به مرحله بعد برود و امیدوارترم که کمدین خوب و حرفه‌ای بشود و بتواند در شهرهای گوناگون ایران استندآپ کمدی اجرا کند.
در بررسی‌های بعد به دیگر کمدین‌های خنداننده شو خواهم پرداخت.