آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۵ خرداد ۱۳۹۶

کیومرث مرزبان

طنز روز


نامه‌هایی به خدا | سی و دوم |مهدی نیا


 

 

امام زمان عزیز سلام،
نمی‌دانم اسم کوچکت را چه صدا کنم؟ مِهدی یا مَهدی یا مِتی؟ با کدام راحت‌تری؟
ببین..یک چیز جالب برایت بگویم | اینجا یک عده خیلی جدی منتظرت هستند… در حدی که چند روز پیش سر انتخابات به تو رای دادند….
فکر می‌کنند اگر بیایی همه‌چیز درست می‌شود…اما اگر واقعاً واقعیت داری و قرار است بیایی… من به تو توصیه می‌کنم نیایی…
یک روز یک مردی سوار اتوبوس می‌شود | نیمه شب در جاده که همه‌ی مسافران خواب بودند | می‌زند روی شانه‌ی راننده و می‌گوید:”داری واسه کی می‌رونی؟ اینا همه خوابن…”.
حالا این حکایت توست… ببین…ما همه خوابیم… می‌گویند تو بیایی همه چیز درست می‌شود…ولی الان لباس مبدل بپوش و برو داخلِ ایران و از ملت بپرس درست چیست؟ هیچ‌کس نمی‌داند…اگر هم بدانند پاسخ یکسانی نمی‌دهند…
درست از نظرِ هر یک از ما فرق دارد | اگر یک درصد درست تو متفاوت باشد مصیبت است…
نگاه نکن انقدر دوستت دارند و منتظرت هستند | ما ملت اصولاً با کسانی که نیستند بیشتر حال می‌کنیم | تا این نیست هست می‌شود خشتک طرف را روی سرش می‌کشیم…
مهدی عزیز | همین چند سال پیش دو نفر آمدند یک ذره شرایط را درست کند | هنوز در حصر خانگی‌اند… تازه آن‌ها نمی‌خواستند همه چیز را درست کنند | می‌خواستند یک سری چیزها را درست کنند…
بازداشتت می‌کنند | تا فیها خالدونت شنود می‌گذارند | مجبورت می‌کنند بیایی جلوی تلویزیون اعترافات اجباری بکنی…اگر هم نکنی محصور می‌مانی…
بعد فکر کردی همین ملتی که شب‌های جمعه زار زار برایت گریه می‌کنند پشتت می‌مانند؟ نهایت نهایتش برایت طوفان توییتری درست می‌کنند و هر از گاهی یک استتوس با هشتگت می‌گذارند…
مهدی…نیا… چاهی که در زمان کودکی‌ات رفتی در مقابل این چاه چاله‌است | پس از چاله نرو توی چاه…
راستی… از طرفدارانت مدام می‌شنوم که می‌گویند هر چه داریم از دعای تو داریم | خب ببین.. ما الان هیچی نداریم…
می‌شود دعای‌مان نکنی؟ می‌شود کمی نفرین‌مان کنی؟ شاید وضع بهتر شد….
حالا باز هم برایت خواهم نوشت…
وقتت را نمی‌گیرم..باید بروم برای خدا نامه بنویسم…
نیای یه وقتا…صبر کن خودمان میاییم…تو نیا…